preened

[ایالات متحده]/priːnd/
[بریتانیا]/priːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از یک پرنده) برای تمیز کردن یا مرتب کردن پرهایش با استفاده از منقار خود

عبارات و ترکیب‌ها

preened feathers

پروازهای مرتب

preened self

خود را مرتب کرد

preened appearance

ظاهر مرتب

preened look

ظاهر مرتب

preened plumage

پر و پوی مرتب

preened hair

موهای مرتب

preened posture

حالت بدنی مرتب

preened coat

پوشش مرتب

preened tail

دم مرتب

preened edges

لبه‌های مرتب

جملات نمونه

the bird preened its feathers to stay clean.

پرنده پرزهای خود را مرتب می‌کرد تا تمیز بماند.

she preened herself before the big event.

او قبل از رویداد بزرگ خود را مرتب کرد.

the cat preened its fur after a long nap.

گربه بعد از یک چرت طولانی، خز خود را مرتب کرد.

he watched as the peacock preened in the sunlight.

او نگاه کرد در حالی که طاووس در نور خورشید خود را مرتب می‌کرد.

after the rain, the bird preened to dry off.

بعد از باران، پرنده برای خشک شدن خود را مرتب کرد.

she preened her hair in front of the mirror.

او موهای خود را در مقابل آینه مرتب کرد.

the rooster preened proudly, displaying its colors.

خروس با افتخار خود را مرتب کرد و رنگ‌های خود را به نمایش گذاشت.

he preened his appearance before the interview.

او قبل از مصاحبه ظاهر خود را مرتب کرد.

the parrot preened its feathers with its beak.

اوکاس با نوکش پرزهای خود را مرتب کرد.

she preened herself, making sure everything was perfect.

او خود را مرتب کرد و مطمئن شد که همه چیز عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید