preened feathers
پروازهای مرتب
preened self
خود را مرتب کرد
preened appearance
ظاهر مرتب
preened look
ظاهر مرتب
preened plumage
پر و پوی مرتب
preened hair
موهای مرتب
preened posture
حالت بدنی مرتب
preened coat
پوشش مرتب
preened tail
دم مرتب
preened edges
لبههای مرتب
the bird preened its feathers to stay clean.
پرنده پرزهای خود را مرتب میکرد تا تمیز بماند.
she preened herself before the big event.
او قبل از رویداد بزرگ خود را مرتب کرد.
the cat preened its fur after a long nap.
گربه بعد از یک چرت طولانی، خز خود را مرتب کرد.
he watched as the peacock preened in the sunlight.
او نگاه کرد در حالی که طاووس در نور خورشید خود را مرتب میکرد.
after the rain, the bird preened to dry off.
بعد از باران، پرنده برای خشک شدن خود را مرتب کرد.
she preened her hair in front of the mirror.
او موهای خود را در مقابل آینه مرتب کرد.
the rooster preened proudly, displaying its colors.
خروس با افتخار خود را مرتب کرد و رنگهای خود را به نمایش گذاشت.
he preened his appearance before the interview.
او قبل از مصاحبه ظاهر خود را مرتب کرد.
the parrot preened its feathers with its beak.
اوکاس با نوکش پرزهای خود را مرتب کرد.
she preened herself, making sure everything was perfect.
او خود را مرتب کرد و مطمئن شد که همه چیز عالی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید