primped up
آرايششده و مرتب
primped look
ظاهر آرايششده
primped hair
مو آرايششده
primped style
سبك آرايششده
primped outfit
لباس آرايششده
primped appearance
ظاهر آرايششده
primped nails
ناخنهای آرايششده
primped face
صورت آرايششده
primped features
ويژگيهاي آرايششده
primped persona
شخصيت آرايششده
she primped for hours before the party.
او ساعتها قبل از مهمانی برای خودآرایی کرد.
he primped his hair to look perfect for the interview.
او موهایش را برای اینکه در مصاحبه عالی به نظر برسد، آراست.
the model was primped and prepped for the runway show.
مدل برای نمایش در مسیر آماده و آراسته شده بود.
she always primps before taking a selfie.
او همیشه قبل از گرفتن سلفی خود را آراسته میکند.
he primped his outfit for the big date.
او لباسش را برای قرار ملاقات مهم آراست.
the bride was primped by her friends on her wedding day.
عروس در روز عروسی توسط دوستانش آراسته شد.
after primping, she felt more confident.
بعد از آراستگی، او احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
he primped in front of the mirror before leaving the house.
او قبل از ترک خانه، جلوی آینه خود را آراست.
they primped their garden for the neighborhood contest.
آنها باغ خود را برای مسابقه محله آراستند.
she primped her makeup just before the photo shoot.
او درست قبل از عکاسی، آرایش خود را آراست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید