impersonator

[ایالات متحده]/im'pə:səneitə(r)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیگر یا هنرمندی که تقلید می‌کند (افراد مشهور و غیره)
Word Forms

جملات نمونه

The impersonator mimicked the famous singer's voice perfectly.

اجتماع‌گر صدای خواننده مشهور را به طور کامل تقلید کرد.

The impersonator entertained the audience with his hilarious impressions.

اجتماع‌گر با تقلیدهای خنده‌دارش، مخاطبان را سرگرم کرد.

The impersonator was hired to perform at the corporate event.

اجتماع‌گر برای اجرا در رویداد شرکتی استخدام شد.

The impersonator was mistaken for the real celebrity at the party.

اجتماع‌گر در مهمانی به جای چهره واقعی اشتباه گرفته شد.

The impersonator's costume and makeup were spot on.

لباس و میکاپ اجتماع‌گر بی‌نقص بود.

The impersonator's performance was so convincing that many thought he was the actual celebrity.

اجراى اجتماع‌گر بسیار قانع‌کننده بود که بسیاری فکر کردند او چهره واقعى است.

The comedian hired an impersonator to play a prank on his friend.

کمدین برای شوخی با دوستش یک اجتماع‌گر استخدام کرد.

The impersonator's act was the highlight of the talent show.

اجتماع‌گر در نمایش استعدادها، نقطه اوج بود.

The impersonator's performance was met with mixed reviews from the critics.

اجراى اجتماع‌گر با نظرات متضاد منتقدان روبرو شد.

The impersonator was invited to appear on a popular TV show.

از اجتماع‌گر دعوت شد تا در یک برنامه تلویزیونی محبوب ظاهر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید