incumbent

[ایالات متحده]/ɪnˈkʌmbənt/
[بریتانیا]/ɪnˈkʌmbənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال حاضر دارای یک موقعیت، به ویژه در ظرفیت رسمی
n. شخصی که یک دفتر یا موقعیت خاص را در اختیار دارد، به ویژه در یک کلیسا یا سازمان مذهبی
Word Forms

جملات نمونه

It is incumbent on me to reclaim him.

وظیفه من است که او را پس بگیرم.

widespread public dissatisfaction with incumbent politicians.

ناخشنودی گسترده افکار عمومی با سیاستمداران فعلی.

the incumbent President had been defeated.

رئیس جمهور فعلی شکست خورده بود.

felt it was incumbent on us all to help.

احساس می‌کردیم که وظیفه همه ماست که کمک کنیم.

defeated the incumbent in a close election.

در یک انتخابات نزدیک، نامزد فعلی را شکست داد.

gave only lukewarm support to the incumbent candidate.

فقط حمایت کم‌رنگ و مهری از نامزد فعلی داشت.

It is incumbent upon you to warn them.

وظیفه شماست که آنها را آگاه کنید.

the present incumbent of the presidential chair of this company

رئیس جمهور فعلی این شرکت

It is incumbent upon us to do so.

وظیفه ماست که این کار را انجام دهیم.

it is incumbent on all decent people to concentrate on destroying this evil.

وظیفه همه افراد با فضیلت است که بر نابودی این شر تمرکز کنند.

it is incumbent upon all hill users to respect the environment.

وظیفه همه کاربران تپه‌هاست که به محیط زیست احترام بگذارند.

He defeated the incumbent governor by a large plurality.

او با اکثریت قابل توجهی، فرماندار فعلی را شکست داد.

It's incumbent on you to advise your son before he leaves home.

وظیفه شماست که قبل از رفتن پسر خود را راهنمایی کنید.

He spent much of the campaign on the low road, making scurrilous and unsubstantiated remarks about the incumbent's past.

او بخش زیادی از کمپین را در مسیر پایین گذراند و اظهارات بی‌ربط و غیرقابل اثبات در مورد گذشته نامزد فعلی کرد.

None (not neither ) of the three opposition candidates would make a better president than the incumbent. ·

هیچ یک (نه هم) از سه نامزد مخالف نمی‌توانست رئیس جمهور بهتری از نامزد فعلی باشد. ·

Any (not either ) of the three opposition candidates still in the race would make a better president than the incumbent.

هر یک (نه هم) از سه نامزد مخالف که هنوز در مسابقه هستند، می‌توانند رئیس جمهور بهتری از نامزد فعلی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید