insatiable

[ایالات متحده]/ɪnˈseɪʃəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈseɪʃəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور مداوم خواهان بیشتر؛ هرگز راضی نیست

عبارات و ترکیب‌ها

insatiable appetite

اشتیاق سیری‌ناپذیر

insatiable curiosity

کنجکاوی سیری‌ناپذیر

insatiable desire

تمایل سیری‌ناپذیر

insatiable craving

هوس سیری‌ناپذیر

insatiable hunger

گرسنگی سیری‌ناپذیر

insatiable thirst

تشنگی سیری‌ناپذیر

جملات نمونه

be insatiable in learning

در یادگیری، بی‌وقفه و کنجکاو باشید

That politician is insatiable for power.

آن سیاستمدار برای قدرت، غیرقابل اشباع است.

an insatiable desire for knowledge

تمایل بی اشباع به دانش.

an insatiable hunger for success.

گرسنگی بی پایان برای موفقیت.

an insatiable appetite; an insatiable hunger for knowledge.

یک اشتهای بی اشباع؛ یک گرسنگی بی اشباع برای دانش.

She ridiculed his insatiable greed.

او طعنه آمیز، حرص غیرقابل اشباع او را مسخره کرد.

I love reading: I have an insatiable appetite for vicarious experience.

من عاشق خواندن هستم: اشتیاق غیرقابل اشباعی به تجربه جانبی دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید