intruders

[ایالات متحده]/ɪnˈtruːdəz/
[بریتانیا]/ɪnˈtruːdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واردکنندگان ناخواسته، به ویژه کسانی که قصد سرقت دارند

عبارات و ترکیب‌ها

intruders detected

تشخیص متجاوزین

intruders alert

هشدار متجاوزین

intruders captured

متجاوزین دستگیر شدند

intruders identified

متجاوزین شناسایی شدند

intruders reported

گزارش متجاوزین

intruders removed

متجاوزین حذف شدند

intruders monitored

نظارت بر متجاوزین

intruders spotted

متجاوزین دیده شدند

intruders eliminated

متجاوزین حذف شدند

intruders warned

متجاوزین هشدار داده شدند

جملات نمونه

the security system is designed to detect intruders.

سیستم امنیتی برای تشخیص متجاوزین طراحی شده است.

we must take precautions against intruders.

ما باید اقدامات احتیاطی در برابر متجاوزین انجام دهیم.

intruders can pose a serious threat to our safety.

متجاوزین می توانند تهدید جدی برای ایمنی ما باشند.

the police were called to deal with the intruders.

از پلیس خواسته شد تا با متجاوزین برخورد کند.

we installed cameras to monitor for intruders.

ما دوربین‌هایی را برای نظارت بر متجاوزین نصب کردیم.

intruders often target homes during vacations.

متجاوزین اغلب خانه‌ها را در دوران تعطیلات هدف قرار می‌دهند.

it's important to secure your home against intruders.

مهم است که خانه خود را در برابر متجاوزین ایمن کنید.

they set up a fence to keep intruders out.

آنها برای دور نگه داشتن متجاوزین نرده‌ای نصب کردند.

there were reports of intruders in the neighborhood.

گزارش‌هایی مبنی بر حضور متجاوزین در محله وجود داشت.

the alarm went off when it detected intruders.

هنگامی که متجاوزین را تشخیص داد، آژیر به صدا درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید