itinerant

[ایالات متحده]/aɪˈtɪnərənt/
[بریتانیا]/aɪˈtɪnərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سفر از جایی به جایی
n. یک مسافر؛ یک فروشنده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

itinerant worker

کارگر دوره گرد

itinerant lifestyle

سبک زندگی دوره گرد

itinerant preacher

واعظ دوره گرد

جملات نمونه

an itinerant judge; itinerant labor.

قاضی دوره گرد؛ نیروی کار دوره گرد

they are itinerant traders out to make a fast buck.

آنها بازرگانان دوره گرد هستند که به دنبال کسب درآمد سریع هستند.

The result of calculation with antiferromagnetics shows that the compound has the minus magnetic moment because of itinerant electron magnetism.

نتیجه محاسبات با ضدفرا مغناطیس نشان می‌دهد که این ترکیب به دلیل مغناطیس الکترون‌های دوره گرد دارای گشتاور مغناطیسی منفی است.

نمونه‌های واقعی

Baldassarre says bird-watchers have long suspected that phainopeplas are itinerant breeders.

بالداسار می‌گوید که پرنده‌نگران مدت‌هاست مشکوک بوده‌اند که فایناپلاها تولیدکنندگان مهاجر هستند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American September 2020 Collection

But what becomes of these itinerant intestinal interlopers?

اما سرنوشت این متجاوزان روده ای مهاجر چه می شود؟

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation August 2015

That is a big hurdle for poor farmers and itinerant workers, especially women, many of them illiterate.

این یک مانع بزرگ برای کشاورزان فقیر و کارگران مهاجر، به ویژه زنان، بسیاری از آنها بی سواد است.

منبع: The Economist (Summary)

A group of itinerant teachers and philosophers from the Greek colonies flocked to Athens.

گروهی از معلمان و فیلسوفان مهاجر از مستعمرات یونان به آتن هجوم آوردند.

منبع: Sophie's World (Original Version)

Police are wary of itinerants who cannot be traced to a recognized camp boundary or to four walls.

پلیس نسبت به مهاجرانی که نمی توان آنها را به یک مرز کمپ یا چهار دیوار شناخته شده ردیابی کرد، محتاط است.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

This is especially important for itinerant vendors–the ones who sell their products in carts, trucks, or on foot.

این به ویژه برای فروشندگان دوره گرد مهم است - کسانی که محصولات خود را در گاری، کامیون یا پیاده می فروشند.

منبع: 99% unknown stories

In Jesus' time it was a gathering place for itinerant religious ascetics and herders of the desert.

در زمان عیسی، این یک مکان تجمع برای زاهدان مذهبی دوره گرد و چوپانان صحرا بود.

منبع: The Book of Jade and Silk

The third was self-preparation for a vocation which alone seemed likely to satisfy his cravings—that of an itinerant preacher of the eleventh commandment.

سومین مورد، آمادگی شخصی برای یک حرفه بود که به تنهایی به نظر می رسید که توانایی برآوردن خواسته های او را دارد - یک واعظ دوره گرد از فرمان یازدهم.

منبع: Returning Home

I would like to think of myself as a global soul, as a world citizen, a nomad and an itinerant storyteller.

من دوست دارم خودم را به عنوان یک روح جهانی، یک شهروند جهان، یک گردنده و یک داستانگو دوره گرد در نظر بگیرم.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2017 Collection

A former carpenter and itinerant preacher delivers a tender speech, which has since become known as the Sermon on the Mount.

یک نجار سابق و واعظ دوره گرد یک سخنرانی لطیف ارائه می دهد که از آن زمان به بعد به نام موعظه در کوه به شهرت رسیده است.

منبع: History

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید