layperson

[ایالات متحده]/ˈleɪˌpɜːsən/
[بریتانیا]/ˈleɪˌpɜr.sən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی بدون دانش حرفه‌ای یا تخصصی در یک موضوع خاص
Word Forms
جمعlaypeople

عبارات و ترکیب‌ها

layperson's perspective

دیدگاه افراد غیرمتخصص

layperson's guide

راهنمای افراد غیرمتخصص

layperson's understanding

درک افراد غیرمتخصص

layperson's knowledge

دانش افراد غیرمتخصص

layperson's view

دیدگاه افراد غیرمتخصص

layperson's insight

بینش افراد غیرمتخصص

layperson's explanation

توضیحات افراد غیرمتخصص

layperson's opinion

نظر افراد غیرمتخصص

layperson's role

نقش افراد غیرمتخصص

layperson's experience

تجربه افراد غیرمتخصص

جملات نمونه

the layperson may find the technical jargon confusing.

یک فرد عادی ممکن است واژگان فنی را گیج‌کننده بیابد.

as a layperson, i appreciate the simple explanations.

من به عنوان یک فرد عادی، از توضیحات ساده قدردانی می‌کنم.

the article is written for a layperson audience.

این مقاله برای مخاطبان عادی نوشته شده است.

a layperson's understanding of science can be very different.

درک یک فرد عادی از علم می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

it’s important to communicate clearly with a layperson.

ارتباط واضح با یک فرد عادی مهم است.

the presentation was designed for a layperson, not experts.

این ارائه برای افراد عادی طراحی شده بود، نه متخصصان.

a layperson might not grasp the complexity of the issue.

یک فرد عادی ممکن است پیچیدگی موضوع را درک نکند.

experts often need to simplify concepts for the layperson.

متخصصان اغلب باید مفاهیم را برای افراد عادی ساده کنند.

even a layperson can appreciate the beauty of art.

حتی یک فرد عادی هم می‌تواند زیبایی هنر را درک کند.

the guidebook is perfect for the layperson interested in history.

این راهنمای سفر برای افراد عادی که به تاریخ علاقه دارند، عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید