lobbying

[ایالات متحده]/ˈlɒbɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɑbɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لابی‌گری
v. تحت تأثیر قرار دادن رأی‌گیری (یک قانون‌گذار) از طریق لابی‌گری؛ مشغول لابی‌گری بودن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریlobbying

عبارات و ترکیب‌ها

lobbying efforts

تلاش‌های لابی

lobbying tactics

تاکتیک‌های لابی

lobbying group

گروه لابی

جملات نمونه

They are actively lobbying for the bill.

آنها به طور فعالانه در حال لابی‌گری برای این قانون هستند.

They are actively lobbying against the bill.

آنها به طور فعالانه در حال لابی‌گری علیه این قانون هستند.

They are lobbying for a reduction in defence spending.

آنها در حال لابی‌گری برای کاهش هزینه‌های دفاعی هستند.

These businessmen have been lobbying a bill through the Senate.

این بازرگانان در حال لابی‌گری برای تصویب یک قانون در سنا هستند.

lobbying for stronger environmental safeguards; lobbied against the proliferation of nuclear arms.

لابی‌گری برای ایجاد تدابیر حفاظتی محیط زیست قوی‌تر؛ لابی‌گری علیه گسترش تسلیحات هسته‌ای.

I know one investment banking boss who penalises underlings for lobbying crassly.

من یک مدیر بانکداری سرمایه گذاری می شناسم که به دلیل لابی زشت، زیردستان را مجازات می کند.

However, there is still the standard G8 sedan's future up in the air and enthusiasts are lobbying GM to keep the car and simply remarket it as the Impala SS.

با این حال، هنوز آینده سدان استاندارد G8 در هوا معلق است و مشتاقان در حال لابی کردن GM برای حفظ خودرو و بازاریابی مجدد آن به عنوان Impala SS هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید