mauve

[ایالات متحده]/məʊv/
[بریتانیا]/mov/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ بنفش کمرنگ
Word Forms
جمعmauves

جملات نمونه

a few pale streaks of mauve were all that remained of the sunset.

چندین رگه رنگ‌پریده بنفش تنها بقایای غروب بودند.

these mauves, lime greens, and saffron yellows recall the high key of El Greco's palette.

این رنگ های بنفش، سبزهای آهکی و زردهای زعفرانی یادآور کلید بالای پالت ال گرکو هستند.

Eurasian weed having yellow or mauve or white flowers and podlike fruits.

سرگنده‌ی اوراسیایی با گل‌های زرد یا بنفش یا سفید و میوه‌های مانند غلاف.

She painted her bedroom walls in a lovely shade of mauve.

او دیوارها اتاق خوابش را با رنگ بنفش دلپذیر نقاشی کرد.

The bridesmaids wore matching mauve dresses.

خدمتکاران عروس لباس‌های بنفش هماهنگ پوشیدند.

Mauve is a popular color for spring fashion.

بنفش رنگی محبوب برای مد بهار است.

Her favorite flower is a mauve rose.

گل مورد علاقه او یک گل رز بنفش است.

The sunset painted the sky in shades of mauve and pink.

غروب آسمان را با رنگ‌های بنفش و صورتی نقاشی کرد.

She added a touch of mauve to her outfit with a scarf.

او با یک روسری، کمی بنفش به لباسش اضافه کرد.

The artist used mauve to create a soft, dreamy atmosphere in the painting.

هنرمند از بنفش برای ایجاد فضایی نرم و رویایی در نقاشی استفاده کرد.

Mauve pairs well with neutral colors like grey and beige.

بنفش با رنگ‌های خنثی مانند خاکستری و بژ خوب است.

The bedroom curtains were a rich mauve color.

پرده‌های اتاق خواب رنگ بنفش غنی داشتند.

She chose a mauve lipstick to complement her outfit.

او رژ لب بنفش را برای تکمیل لباسش انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید