missings

[ایالات متحده]/ˈmɪsɪŋz/
[بریتانیا]/ˈmɪsɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گم شده، غایب، یا حساب نشده؛ فاقد یا مفقود؛ حاضر نیست یا غایب

عبارات و ترکیب‌ها

missings found

گم‌شده‌ها یافت شده

missings reported

گم‌شده‌ها گزارش شده

missings list

لیست گم‌شده‌ها

missings identified

گم‌شده‌ها شناسایی شده

missings detected

گم‌شده‌ها شناسایی شده

missings updated

گم‌شده‌ها به‌روزرسانی شده

missings tracked

ردیابی گم‌شده‌ها

missings resolved

حل گم‌شده‌ها

missings analyzed

تجزیه و تحلیل گم‌شده‌ها

missings reviewed

بازبینی گم‌شده‌ها

جملات نمونه

there are several missings in the report.

چندین مورد از کمبودها در گزارش وجود دارد.

we need to address the missings in our data.

ما باید به کمبودها در داده های خود رسیدگی کنیم.

the team is working on the missings from last week.

تیم در حال کار بر روی کمبودهای هفته گذشته است.

she pointed out the missings in the presentation.

او به کمبودها در ارائه اشاره کرد.

missings can lead to misunderstandings.

کمبودها می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

we have identified the missings in the project timeline.

ما کمبودها را در جدول زمانی پروژه شناسایی کرده ایم.

there were some missings in the final document.

برخی از کمبودها در سند نهایی وجود داشت.

it's important to track the missings during the audit.

پیگیری کمبودها در طول ممیزی مهم است.

the report highlights the missings in customer feedback.

گزارش به کمبودها در بازخورد مشتری اشاره دارد.

we should compile a list of all the missings.

ما باید لیستی از تمام کمبودها تهیه کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید