misspent

[ایالات متحده]/'mis'spent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هدر رفته

جملات نمونه

misspent the funds; misspent their youth.

پول‌ها را هدر داد؛ جوانی‌اش را هدر داد.

perhaps I am atoning for my misspent youth.

شاید من در حال جبران جوانی هدر رفته‌ام.

an old man who still moans about his misspent youth.

یک پیرمرد که هنوز هم در مورد جوانی هدر رفته‌اش ناله می‌کند.

He misspent his youth on frivolous activities.

او جوانی‌اش را در فعالیت‌های بی‌فایده هدر داد.

She regrets the years she misspent in a dead-end job.

او از سال‌هایی که در یک شغل بی‌سرانجام هدر داد پشیمان است.

They realized they had misspent their savings on unnecessary luxuries.

آنها متوجه شدند که پس‌انداز خود را در تجملات غیرضروری هدر داده‌اند.

The company's CEO was accused of misspending company funds for personal use.

مدیر عامل شرکت به استفاده شخصی از بودجه شرکت متهم شد.

He acknowledged that he had misspent his opportunities and vowed to make a change.

او پذیرفت که فرصت‌های خود را هدر داده و قول داد تغییری ایجاد کند.

The politician was criticized for misspending taxpayer money on extravagant trips.

سیاستمدار به دلیل هدر دادن پول مالیات به سفرهای پر زرق و برق مورد انتقاد قرار گرفت.

She realized she had misspent her talents and decided to pursue a different career path.

او متوجه شد که استعدادهای خود را هدر داده و تصمیم گرفت مسیر شغلی متفاوتی را دنبال کند.

The charity organization was accused of misspending donations on administrative expenses.

سازمان خیریه به دلیل هدر دادن کمک‌های مالی به هزینه‌های اداری متهم شد.

He admitted to misspending his inheritance on gambling and frivolous purchases.

او اعتراف کرد که ارثیه خود را در قمار و خریدهای بی‌فایده هدر داده است.

She reflected on the years she had misspent in unhealthy relationships and decided to focus on self-care.

او به سال‌هایی که در روابط ناسالم هدر داده بود فکر کرد و تصمیم گرفت بر مراقبت از خود تمرکز کند.

نمونه‌های واقعی

Without it, I could have neglected an important battle or misspent my energy.

بدون آن، ممکن بود نبردی مهم را نادیده بگیرم یا انرژی خود را بیهوده تلف کنم.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

" Generally, I think the govt has misspent our money." " Misspent" means spent it in the wrong way or in a bad way.

به طور کلی، به نظر می رسد دولت پول ما را بیهوده تلف کرده است.

منبع: Engvid Super Teacher Rebecca - Business English

Opponents of Turkish President Tayyip Erdogan have accused his government of not enforcing building regulations and of misspending taxes levied after the last major earthquake to make buildings more quake resistant.

مخالفان رئیس‌جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، دولت او را به عدم اجرای مقررات ساختمانی و اتلاف مالیاتی که پس از آخرین زلزله بزرگ برای مقاوم‌سازی ساختمان‌ها وضع شده است، متهم کرده‌اند.

منبع: VOA Daily Standard February 2023 Collection

The group was intended as a one-shot deal—we would play two shows at the American Booksellers Convention, get a few laughs, recapture our misspent youth for three or four hours, then go our separate ways.

گروه قرار بود یک معامله یک‌باره باشد - ما دو اجرا در کنوانسیون فروشندگان کتاب آمریکایی خواهیم داشت، چند بار خنده خواهیم کرد، جوانی خود را که هدر رفته بود برای سه یا چهار ساعت دوباره به دست خواهیم آورد، سپس از هم جدا خواهیم شد.

منبع: Stephen King on Writing

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید