frittered

[ایالات متحده]/ˈfrɪtəd/
[بریتانیا]/ˈfrɪtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای هدر دادن وقت یا پول بر روی چیزهای غیرمهم

عبارات و ترکیب‌ها

frittered away

هدر دادن

frittered time

از دست دادن زمان

frittered resources

هدر دادن منابع

frittered opportunities

از دست دادن فرصت‌ها

frittered potential

هدر دادن پتانسیل

frittered energy

هدر دادن انرژی

frittered wealth

هدر دادن ثروت

frittered efforts

هدر دادن تلاش‌ها

frittered focus

از دست دادن تمرکز

frittered skills

هدر دادن مهارت‌ها

جملات نمونه

he frittered away his savings on useless gadgets.

او پس انداز خود را روی وسایل غیر ضروری هدر داد.

don't fritter your time; focus on your studies.

وقت خود را هدر ندهید؛ روی تحصیلات خود تمرکز کنید.

she frittered her talents on trivial pursuits.

او استعدادهای خود را روی کارهای بی‌اهمیت هدر داد.

they frittered away their vacation by sleeping all day.

آنها تعطیلات خود را با خوابیدن تمام روز هدر دادند.

he regrets having frittered his youth on parties.

او از اینکه جوانی خود را روی مهمانی‌ها هدر داده پشیمان است.

she tends to fritter her weekends on mindless tv shows.

او معمولاً آخر هفته های خود را روی برنامه های تلویزیونی بی فکر هدر می دهد.

frittering away opportunities can lead to regret later.

هدر دادن فرصت ها می تواند منجر به پشیمانی در آینده شود.

he frittered his potential by not taking risks.

او با نادیده گرفتن ریسک ها، پتانسیل خود را هدر داد.

they frittered their time in endless meetings.

آنها وقت خود را در جلسات بی پایان هدر دادند.

don't fritter your energy on things that don't matter.

انرژی خود را روی چیزهایی که مهم نیستند هدر ندهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید