frittered away
هدر دادن
frittered time
از دست دادن زمان
frittered resources
هدر دادن منابع
frittered opportunities
از دست دادن فرصتها
frittered potential
هدر دادن پتانسیل
frittered energy
هدر دادن انرژی
frittered wealth
هدر دادن ثروت
frittered efforts
هدر دادن تلاشها
frittered focus
از دست دادن تمرکز
frittered skills
هدر دادن مهارتها
he frittered away his savings on useless gadgets.
او پس انداز خود را روی وسایل غیر ضروری هدر داد.
don't fritter your time; focus on your studies.
وقت خود را هدر ندهید؛ روی تحصیلات خود تمرکز کنید.
she frittered her talents on trivial pursuits.
او استعدادهای خود را روی کارهای بیاهمیت هدر داد.
they frittered away their vacation by sleeping all day.
آنها تعطیلات خود را با خوابیدن تمام روز هدر دادند.
he regrets having frittered his youth on parties.
او از اینکه جوانی خود را روی مهمانیها هدر داده پشیمان است.
she tends to fritter her weekends on mindless tv shows.
او معمولاً آخر هفته های خود را روی برنامه های تلویزیونی بی فکر هدر می دهد.
frittering away opportunities can lead to regret later.
هدر دادن فرصت ها می تواند منجر به پشیمانی در آینده شود.
he frittered his potential by not taking risks.
او با نادیده گرفتن ریسک ها، پتانسیل خود را هدر داد.
they frittered their time in endless meetings.
آنها وقت خود را در جلسات بی پایان هدر دادند.
don't fritter your energy on things that don't matter.
انرژی خود را روی چیزهایی که مهم نیستند هدر ندهید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید