monoglot speaker
گويش يکزبانه
monoglot culture
فرهنگ يکزبانه
monoglot society
جامعه يکزبانه
monoglot individual
فرد يکزبانه
monoglot nation
ملت يکزبانه
monoglot community
جامعه يکزبانه
monoglot education
آموزش يکزبانه
monoglot environment
محيط يکزبانه
monoglot mindset
نگرش يکزبانه
monoglot approach
رويكرد يکزبانه
many people consider being a monoglot a disadvantage in today's globalized world.
بسیاری از افراد در دنیای امروز جهانیشده، داشتن یک زباندار را یک نقطه ضعف میدانند.
as a monoglot, she struggled while traveling in countries where english wasn't widely spoken.
همانطور که یک زباندار بود، در حالی که در کشورهایی سفر میکرد که انگلیسی به طور گسترده صحبت نمیشد، دچار مشکل شد.
being a monoglot can limit your job opportunities in multinational companies.
داشتن یک زباندار میتواند فرصتهای شغلی شما را در شرکتهای چندملیتی محدود کند.
he realized that being a monoglot made it challenging to connect with diverse cultures.
او متوجه شد که داشتن یک زباندار ارتباط با فرهنگهای متنوع را چالشبرانگیز میکند.
she decided to learn a new language to overcome her monoglot status.
او تصمیم گرفت یک زبان جدید یاد بگیرد تا بر وضعیت زباندار خود غلبه کند.
monoglot individuals may miss out on rich literary traditions from other languages.
افراد زباندار ممکن است سنتهای ادبی غنی از زبانهای دیگر را از دست بدهند.
in a multilingual society, being a monoglot can create barriers to communication.
در یک جامعه چند زبانه، داشتن یک زباندار میتواند موانعی برای ارتباط ایجاد کند.
some people embrace their monoglot identity, while others seek to become polyglots.
برخی افراد هویت زباندار خود را میپذیرند، در حالی که دیگران به دنبال تبدیل شدن به چند زبانه هستند.
his monoglot upbringing limited his exposure to foreign cultures and ideas.
تربیت زباندار او باعث محدودیت در آشنایی با فرهنگها و ایدههای خارجی شد.
being a monoglot can sometimes lead to feelings of isolation in a diverse community.
داشتن یک زباندار گاهی اوقات میتواند منجر به احساس انزوا در یک جامعه متنوع شود.
monoglot speaker
گويش يکزبانه
monoglot culture
فرهنگ يکزبانه
monoglot society
جامعه يکزبانه
monoglot individual
فرد يکزبانه
monoglot nation
ملت يکزبانه
monoglot community
جامعه يکزبانه
monoglot education
آموزش يکزبانه
monoglot environment
محيط يکزبانه
monoglot mindset
نگرش يکزبانه
monoglot approach
رويكرد يکزبانه
many people consider being a monoglot a disadvantage in today's globalized world.
بسیاری از افراد در دنیای امروز جهانیشده، داشتن یک زباندار را یک نقطه ضعف میدانند.
as a monoglot, she struggled while traveling in countries where english wasn't widely spoken.
همانطور که یک زباندار بود، در حالی که در کشورهایی سفر میکرد که انگلیسی به طور گسترده صحبت نمیشد، دچار مشکل شد.
being a monoglot can limit your job opportunities in multinational companies.
داشتن یک زباندار میتواند فرصتهای شغلی شما را در شرکتهای چندملیتی محدود کند.
he realized that being a monoglot made it challenging to connect with diverse cultures.
او متوجه شد که داشتن یک زباندار ارتباط با فرهنگهای متنوع را چالشبرانگیز میکند.
she decided to learn a new language to overcome her monoglot status.
او تصمیم گرفت یک زبان جدید یاد بگیرد تا بر وضعیت زباندار خود غلبه کند.
monoglot individuals may miss out on rich literary traditions from other languages.
افراد زباندار ممکن است سنتهای ادبی غنی از زبانهای دیگر را از دست بدهند.
in a multilingual society, being a monoglot can create barriers to communication.
در یک جامعه چند زبانه، داشتن یک زباندار میتواند موانعی برای ارتباط ایجاد کند.
some people embrace their monoglot identity, while others seek to become polyglots.
برخی افراد هویت زباندار خود را میپذیرند، در حالی که دیگران به دنبال تبدیل شدن به چند زبانه هستند.
his monoglot upbringing limited his exposure to foreign cultures and ideas.
تربیت زباندار او باعث محدودیت در آشنایی با فرهنگها و ایدههای خارجی شد.
being a monoglot can sometimes lead to feelings of isolation in a diverse community.
داشتن یک زباندار گاهی اوقات میتواند منجر به احساس انزوا در یک جامعه متنوع شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید