| جمع | nonbelievers |
nonbeliever group
گروه غیرمتدین
nonbeliever perspective
دیدگاه غیرمتدین
nonbeliever stance
موضع غیرمتدین
nonbeliever community
جامعه غیرمتدین
nonbeliever opinion
نظر غیرمتدین
nonbeliever view
دیدگاه غیرمتدین
nonbeliever status
وضعیت غیرمتدین
nonbeliever beliefs
اعتقادات غیرمتدین
nonbeliever identity
هویت غیرمتدین
nonbeliever argument
استدلال غیرمتدین
as a nonbeliever, i often question the existence of higher powers.
به عنوان یک فرد غیرمسلمان، اغلب وجود قدرتهای بالاتر را زیر سوال میبرم.
the nonbeliever found it hard to understand the faith of others.
فرد غیرمسلمان در درک ایمان دیگران دچار مشکل شد.
many nonbelievers attend religious ceremonies out of curiosity.
بسیاری از افراد غیرمسلمان از روی کنجکاوی در مراسم مذهبی شرکت میکنند.
she identified as a nonbeliever after years of searching for answers.
او پس از سالها جستجو برای یافتن پاسخ، خود را به عنوان یک فرد غیرمسلمان معرفی کرد.
nonbelievers often engage in philosophical discussions about life.
افراد غیرمسلمان اغلب در بحثهای فلسفی درباره زندگی شرکت میکنند.
the nonbeliever expressed doubts about the validity of ancient texts.
فرد غیرمسلمان تردیدهایی در مورد صحت متون باستانی ابراز کرد.
in a world full of believers, the nonbeliever felt isolated.
در دنیایی پر از مومنان، فرد غیرمسلمان احساس انزوا میکرد.
nonbelievers may find comfort in secular philosophies.
افراد غیرمسلمان ممکن است در فلسفههای سکولار آرامش پیدا کنند.
the debate between believers and nonbelievers can be intense.
بحث بین مومنان و غیرمسلمانان میتواند بسیار شدید باشد.
as a nonbeliever, he preferred to rely on science for answers.
به عنوان یک فرد غیرمسلمان، او ترجیح میداد برای یافتن پاسخ به علم اعتماد کند.
nonbeliever group
گروه غیرمتدین
nonbeliever perspective
دیدگاه غیرمتدین
nonbeliever stance
موضع غیرمتدین
nonbeliever community
جامعه غیرمتدین
nonbeliever opinion
نظر غیرمتدین
nonbeliever view
دیدگاه غیرمتدین
nonbeliever status
وضعیت غیرمتدین
nonbeliever beliefs
اعتقادات غیرمتدین
nonbeliever identity
هویت غیرمتدین
nonbeliever argument
استدلال غیرمتدین
as a nonbeliever, i often question the existence of higher powers.
به عنوان یک فرد غیرمسلمان، اغلب وجود قدرتهای بالاتر را زیر سوال میبرم.
the nonbeliever found it hard to understand the faith of others.
فرد غیرمسلمان در درک ایمان دیگران دچار مشکل شد.
many nonbelievers attend religious ceremonies out of curiosity.
بسیاری از افراد غیرمسلمان از روی کنجکاوی در مراسم مذهبی شرکت میکنند.
she identified as a nonbeliever after years of searching for answers.
او پس از سالها جستجو برای یافتن پاسخ، خود را به عنوان یک فرد غیرمسلمان معرفی کرد.
nonbelievers often engage in philosophical discussions about life.
افراد غیرمسلمان اغلب در بحثهای فلسفی درباره زندگی شرکت میکنند.
the nonbeliever expressed doubts about the validity of ancient texts.
فرد غیرمسلمان تردیدهایی در مورد صحت متون باستانی ابراز کرد.
in a world full of believers, the nonbeliever felt isolated.
در دنیایی پر از مومنان، فرد غیرمسلمان احساس انزوا میکرد.
nonbelievers may find comfort in secular philosophies.
افراد غیرمسلمان ممکن است در فلسفههای سکولار آرامش پیدا کنند.
the debate between believers and nonbelievers can be intense.
بحث بین مومنان و غیرمسلمانان میتواند بسیار شدید باشد.
as a nonbeliever, he preferred to rely on science for answers.
به عنوان یک فرد غیرمسلمان، او ترجیح میداد برای یافتن پاسخ به علم اعتماد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید