patriarchs

[ایالات متحده]/ˈpeɪtriɑːks/
[بریتانیا]/ˈpeɪtriɑːrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرستان خانواده‌ها یا قبایل؛ اسقف‌های ارشد در برخی کلیساها

عبارات و ترکیب‌ها

family patriarchs

ریشه‌داران خانوادگی

tribal patriarchs

ریشه‌داران قبیله‌ای

religious patriarchs

ریشه‌داران مذهبی

ancient patriarchs

ریشه‌داران باستانی

patriarchs' wisdom

خرد ریشه‌داران

patriarchs of faith

ریشه‌داران ایمان

patriarchs' legacy

میراث ریشه‌داران

patriarchs' role

نقش ریشه‌داران

patriarchs' authority

قدرت ریشه‌داران

patriarchs' traditions

رسوم ریشه‌داران

جملات نمونه

the patriarchs of the family made important decisions.

ریش سفیدان خانواده تصمیمات مهمی گرفتند.

many cultures honor their patriarchs with special ceremonies.

فرهنگ‌های بسیاری با برگزاری آیین‌های خاص، از بزرگان و ریش سفیدان خانواده تجلیل می‌کنند.

the teachings of the patriarchs still influence us today.

آموزه‌های بزرگان و ریش سفیدان هنوز هم بر ما تأثیر می‌گذارد.

patriarchs often represent the wisdom of their ancestors.

بزرگان و ریش سفیدان اغلب نمایانگر خرد و حکمت نیاکان هستند.

in some societies, patriarchs hold significant power.

در برخی از جوامع، بزرگان و ریش سفیدان قدرت قابل توجهی دارند.

the patriarchs of the community gathered for a meeting.

بزرگان و ریش سفیدان جامعه برای یک جلسه گرد هم آمدند.

stories of the patriarchs are passed down through generations.

داستان‌های بزرگان و ریش سفیدان از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

respecting the patriarchs is a common tradition.

احترام گذاشتن به بزرگان و ریش سفیدان یک سنت رایج است.

the patriarchs established the family's values and beliefs.

بزرگان و ریش سفیدان ارزش‌ها و باورهای خانواده را پایه‌گذاری کردند.

patriarchs often serve as role models for younger members.

بزرگان و ریش سفیدان اغلب به عنوان الگو برای اعضای جوان‌تر خدمت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید