shiny polishes
پولیشهای براق
nail polishes
لاک ناخن
metal polishes
پولیشهای فلزی
car polishes
پولیشهای خودرو
wood polishes
پولیشهای چوبی
floor polishes
پولیشهای کف
shoe polishes
پولیشهای کفش
glass polishes
پولیشهای شیشه
ceramic polishes
پولیشهای سرامیکی
buffing polishes
پولیشهای صیقلیکننده
she polishes her shoes every week.
او هر هفته کفشش را واکس میزند.
the artist polishes his painting until it shines.
هنرمند نقاشی خود را تا زمانی که بدرخند واکس میزند.
he polishes his resume before applying for jobs.
او رزومه خود را قبل از درخواست شغل واکس میزند.
she polishes her skills through regular practice.
او مهارتهای خود را از طریق تمرین منظم بهبود میبخشد.
the team polishes their presentation for the big meeting.
تیم ارائه خود را برای جلسه بزرگ بهبود میبخشد.
he polishes the furniture to keep it looking new.
او مبلمان را واکس میزند تا نو به نظر برسد.
the editor polishes the article before publication.
ویراستار مقاله را قبل از انتشار ویرایش میکند.
she polishes her nails every weekend.
او آخر هفتهها ناخنهای خود را واکس میزند.
the coach polishes the players' techniques during practice.
مربی تکنیکهای بازیکنان را در طول تمرین بهبود میبخشد.
he polishes his guitar skills by playing daily.
او با نواختن روزانه مهارتهای گیتار خود را بهبود میبخشد.
shiny polishes
پولیشهای براق
nail polishes
لاک ناخن
metal polishes
پولیشهای فلزی
car polishes
پولیشهای خودرو
wood polishes
پولیشهای چوبی
floor polishes
پولیشهای کف
shoe polishes
پولیشهای کفش
glass polishes
پولیشهای شیشه
ceramic polishes
پولیشهای سرامیکی
buffing polishes
پولیشهای صیقلیکننده
she polishes her shoes every week.
او هر هفته کفشش را واکس میزند.
the artist polishes his painting until it shines.
هنرمند نقاشی خود را تا زمانی که بدرخند واکس میزند.
he polishes his resume before applying for jobs.
او رزومه خود را قبل از درخواست شغل واکس میزند.
she polishes her skills through regular practice.
او مهارتهای خود را از طریق تمرین منظم بهبود میبخشد.
the team polishes their presentation for the big meeting.
تیم ارائه خود را برای جلسه بزرگ بهبود میبخشد.
he polishes the furniture to keep it looking new.
او مبلمان را واکس میزند تا نو به نظر برسد.
the editor polishes the article before publication.
ویراستار مقاله را قبل از انتشار ویرایش میکند.
she polishes her nails every weekend.
او آخر هفتهها ناخنهای خود را واکس میزند.
the coach polishes the players' techniques during practice.
مربی تکنیکهای بازیکنان را در طول تمرین بهبود میبخشد.
he polishes his guitar skills by playing daily.
او با نواختن روزانه مهارتهای گیتار خود را بهبود میبخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید