quadruplet

[ایالات متحده]/kwɒdˈruːplɪt/
[بریتانیا]/kwɑːˈdruːplɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه از چهار نفر؛ یکی از چهار فرزند که همزمان متولد شده‌اند؛ یکی از چهار کودک که همزمان متولد شده‌اند؛ یک مجموعه از چهار نفر؛ یکی از چهار گروه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

identical quadruplet

چهار قلو یکسان

quadruplet birth

تولد چهار قلو

quadruplet siblings

خواهر و برادر چهار قلو

quadruplet set

مجموعه چهار قلو

quadruplet family

خانواده چهار قلو

quadruplet challenge

چالش چهار قلو

quadruplet study

مطالعه چهار قلو

quadruplet arrangement

چیدمان چهار قلو

quadruplet reunion

دیدار مجدد چهار قلو

quadruplet event

رویداد چهار قلو

جملات نمونه

she gave birth to quadruplets last month.

او ماه گذشته به چهار قلو زاد.

raising quadruplets can be a challenging experience.

پرورش چهار قلو می‌تواند یک تجربه چالش‌برانگیز باشد.

the quadruplet siblings have a strong bond.

برادر و خواهر چهار قلو پیوند محکمی دارند.

they celebrated the quadruplets' first birthday together.

آنها سالگرد تولد یک سالگی چهار قلوها را با هم جشن گرفتند.

quadruplets often share similar interests and hobbies.

چهار قلوها اغلب علایق و سرگرمی‌های مشابهی دارند.

it's rare to see a family with quadruplets.

دیدن خانواده‌ای با چهار قلوها نادر است.

quadruplets can sometimes be born prematurely.

چهار قلوها گاهی اوقات زودرس به دنیا می‌آیند.

the hospital provided special care for the quadruplets.

بیمارستان از خدمات ویژه برای چهار قلوها ارائه داد.

parents of quadruplets often need extra support.

والدین چهار قلوها اغلب به حمایت بیشتری نیاز دارند.

each quadruplet has a unique personality.

هر چهار قلو شخصیتی منحصر به فرد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید