reassured me
آرام خاطر کردم
reassured us
آرام خاطر کردیم
feel reassured
احساس آرامش کنم
reassured him
آرام خاطرش کرد
reassured her
آرام خاطرش کرد
reassured everyone
همه را آرام خاطر کرد
reassured about
در مورد آرام خاطر
reassured parents
والدین را آرام خاطر کرد
reassured staff
پرسنل را آرام خاطر کرد
reassured clients
مشتریان را آرام خاطر کرد
she reassured him that everything would be fine.
او اطمینان داد که همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
the teacher reassured the students before the exam.
معلم قبل از امتحان به دانش آموزان اطمینان داد.
he felt reassured by her kind words.
او با شنیدن حرف های مهربانانه او احساس اطمینان کرد.
they reassured their clients about the project's progress.
آنها به مشتریان خود در مورد پیشرفت پروژه اطمینان دادند.
she was reassured by the doctor's explanation.
او با توضیح پزشک اطمینان حاصل کرد.
the manager reassured the team after the setback.
مدیر پس از شکست، به تیم اطمینان داد.
he reassured her that he would always support her.
او به او اطمینان داد که همیشه از او حمایت خواهد کرد.
parents often reassured their children during storms.
والدین اغلب در هنگام طوفان به کودکان خود اطمینان می دادند.
she reassured her friend that they would find a solution.
او به دوستش اطمینان داد که آنها راه حلی پیدا خواهند کرد.
the news article reassured the public about safety measures.
خبر در مورد اقدامات ایمنی، مردم را اطمینان داد.
reassured me
آرام خاطر کردم
reassured us
آرام خاطر کردیم
feel reassured
احساس آرامش کنم
reassured him
آرام خاطرش کرد
reassured her
آرام خاطرش کرد
reassured everyone
همه را آرام خاطر کرد
reassured about
در مورد آرام خاطر
reassured parents
والدین را آرام خاطر کرد
reassured staff
پرسنل را آرام خاطر کرد
reassured clients
مشتریان را آرام خاطر کرد
she reassured him that everything would be fine.
او اطمینان داد که همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
the teacher reassured the students before the exam.
معلم قبل از امتحان به دانش آموزان اطمینان داد.
he felt reassured by her kind words.
او با شنیدن حرف های مهربانانه او احساس اطمینان کرد.
they reassured their clients about the project's progress.
آنها به مشتریان خود در مورد پیشرفت پروژه اطمینان دادند.
she was reassured by the doctor's explanation.
او با توضیح پزشک اطمینان حاصل کرد.
the manager reassured the team after the setback.
مدیر پس از شکست، به تیم اطمینان داد.
he reassured her that he would always support her.
او به او اطمینان داد که همیشه از او حمایت خواهد کرد.
parents often reassured their children during storms.
والدین اغلب در هنگام طوفان به کودکان خود اطمینان می دادند.
she reassured her friend that they would find a solution.
او به دوستش اطمینان داد که آنها راه حلی پیدا خواهند کرد.
the news article reassured the public about safety measures.
خبر در مورد اقدامات ایمنی، مردم را اطمینان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید