reassured

[ایالات متحده]/ˌriːəˈʃʊəd/
[بریتانیا]/ˌriəˈʃʊrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آزاد از شک؛ مطمئن
v. بازگرداندن اعتماد؛ دوباره اطمینان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

reassured me

آرام خاطر کردم

reassured us

آرام خاطر کردیم

feel reassured

احساس آرامش کنم

reassured him

آرام خاطرش کرد

reassured her

آرام خاطرش کرد

reassured everyone

همه را آرام خاطر کرد

reassured about

در مورد آرام خاطر

reassured parents

والدین را آرام خاطر کرد

reassured staff

پرسنل را آرام خاطر کرد

reassured clients

مشتریان را آرام خاطر کرد

جملات نمونه

she reassured him that everything would be fine.

او اطمینان داد که همه چیز خوب پیش خواهد رفت.

the teacher reassured the students before the exam.

معلم قبل از امتحان به دانش آموزان اطمینان داد.

he felt reassured by her kind words.

او با شنیدن حرف های مهربانانه او احساس اطمینان کرد.

they reassured their clients about the project's progress.

آنها به مشتریان خود در مورد پیشرفت پروژه اطمینان دادند.

she was reassured by the doctor's explanation.

او با توضیح پزشک اطمینان حاصل کرد.

the manager reassured the team after the setback.

مدیر پس از شکست، به تیم اطمینان داد.

he reassured her that he would always support her.

او به او اطمینان داد که همیشه از او حمایت خواهد کرد.

parents often reassured their children during storms.

والدین اغلب در هنگام طوفان به کودکان خود اطمینان می دادند.

she reassured her friend that they would find a solution.

او به دوستش اطمینان داد که آنها راه حلی پیدا خواهند کرد.

the news article reassured the public about safety measures.

خبر در مورد اقدامات ایمنی، مردم را اطمینان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید