reciprocally

[ایالات متحده]/rɪˈsɪprəkli/
[بریتانیا]/rɪˈsɪprəkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. متقابلاً، در عوض

جملات نمونه

They reciprocally agreed to help each other.

آنها با توافق متقابل با یکدیگر به کمک هم پرداختند.

Friendship is built on reciprocally supporting each other.

دوستی بر اساس حمایت متقابل از یکدیگر بنا شده است.

They reciprocally shared their thoughts and feelings.

آنها به طور متقابل افکار و احساسات خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

Reciprocally giving and receiving is key in any relationship.

متقابلاً دادن و گرفتن، کلید هر رابطه‌ای است.

Their relationship was based on reciprocally caring for each other.

رابطه آنها بر اساس مراقبت متقابل از یکدیگر بنا شده بود.

Reciprocally showing respect is essential in a professional setting.

نشان دادن احترام متقابل در یک محیط حرفه‌ای ضروری است.

They reciprocally took turns speaking during the meeting.

آنها به طور متقابل نوبت صحبت کردن را در طول جلسه انجام دادند.

Reciprocally acknowledging each other's achievements is important in teamwork.

تصدیق متقابل دستاوردهای یکدیگر در کار گروهی مهم است.

They reciprocally decided to split the cost of the trip.

آنها به طور متقابل تصمیم گرفتند هزینه سفر را تقسیم کنند.

Reciprocally apologizing after a disagreement helps maintain harmony.

متقابلاً عذرخواهی پس از اختلاف، به حفظ هماهنگی کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید