recover

[ایالات متحده]/rɪˈkʌvə(r)/
[بریتانیا]/rɪˈkʌvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بازپس‌گیری; بازیابی; جبران کردن
vi. بازپس‌گیری; برنده شدن در یک دعوی
n. بازگشت به وضعیت آماده.
Word Forms
زمان گذشتهrecovered
صفت یا فعل حال استمراریrecovering
شکل سوم شخص مفردrecovers
قسمت سوم فعلrecovered

عبارات و ترکیب‌ها

fully recover

به طور کامل بهبود یافتن

recover from

بهبودی از

جملات نمونه

recover the lost umbrella

بازیابی چتر گمشده

recover the time wasted

بازیابی زمان تلف شده

recoup a loss.See Synonyms at recover

جبران یک ضرر. برای مترادف‌ها به بازیابی مراجعه کنید

Neil is still recovering from shock.

نیل هنوز در حال بهبودی از شوک است.

police recovered a stolen video.

پلیس یک ویدیوی مسروقه را کشف کرد.

the French recovered the lead.

فرانسوی ها پیشرفت را به دست آوردند.

bring the firelock to the recover .

سلاح آتشین را به بازیابی بیاورید.

The police recovered the stolen car.

پلیس ماشین مسروقه را کشف کرد.

He recovered from a faint.

او از غش بهبودی یافت.

The police recovered the stolen jewellery.

پلیس جواهرات مسروقه را کشف کرد.

regain one's strength.See Synonyms at recover

به دست آوردن قدرت. برای مترادف‌ها به بازیابی مراجعه کنید

he'd just recovered from a flu bug.

او به تازگیى از یک باکتری آنفولانزا بهبود یافته بود.

we recover compensation from the person at fault.

ما غرامت را از شخص مقصر پس می‌گیریم.

you'll be fully recovered before you know it.

قبل از اینکه متوجه شوید کاملاً بهبودی خواهید یافت.

she was recovering from flu, and was very weak.

او در حال بهبودی از آنفولانزا بود و بسیار ضعیف بود.

Catfall. You recover well from a fall.

افت گربه. شما به خوبی از سقوط بهبود می‌یابید.

He recovered himself after a slip on the ice.

او پس از لغزش روی یخ، خود را بازیابی کرد.

She recovered her losses.

او ضررهای خود را جبران کرد.

نمونه‌های واقعی

More than 1,000 shots have been recovered.

بیش از 1000 شلیک بازیابی شده است.

منبع: CRI Online October 2019 Collection

Both black box recorders have been recovered.

هر دو ضبط کننده جعبه سیاه بازیابی شده اند.

منبع: VOA Special November 2015 Collection

So far 8 bodies have been recovered.

تا کنون 8 جسد بازیابی شده است.

منبع: CRI Online October 2013 Collection

The twins are said to be recovering well.

گفته می شود که دوقلوها به خوبی در حال بهبودی هستند.

منبع: BBC Listening Collection August 2022

Well, this particular stretch wouldn't be recovered.

خب، این بخش خاص بازیابی نخواهد شد.

منبع: Popular Science Essays

I think I'm still recovering from it.

فکر کنم هنوز در حال بهبودی از آن هستم.

منبع: Emma's delicious English

The ministry said one body had been recovered.

وزارتخانه گفت یک جسد پیدا شده است.

منبع: BBC Listening Collection September 2023

No trace of the plane has been recovered.

هیچ ردی از هواپیما پیدا نشده است.

منبع: CNN Listening Collection April 2014

The plane's black boxes have been recovered.

جعبه های سیاه هواپیما پیدا شده اند.

منبع: CRI Online July 2014 Collection

Police have also recovered a second body.

پلیس همچنین یک جسد دیگر پیدا کرده است.

منبع: BBC Listening Compilation March 2017

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید