reiterate

[ایالات متحده]/riˈɪtəreɪt/
[بریتانیا]/riˈɪtəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره یا مکرراً گفتن یا انجام دادن
n. عمل دوباره یا مکرراً گفتن یا انجام دادن
adj. دوباره یا مکرراً گفته شده یا انجام شده
Word Forms
شکل سوم شخص مفردreiterates
قسمت سوم فعلreiterated
صفت یا فعل حال استمراریreiterating
زمان گذشتهreiterated
جمعreiterates

جملات نمونه

I want to reiterate the importance of teamwork in this project.

من می‌خواهم بار دیگر بر اهمیت کار گروهی در این پروژه تاکید کنم.

Let me reiterate my point to make sure everyone understands.

اجازه دهید نکته خود را تکرار کنم تا مطمئن شوم همه متوجه هستند.

The manager reiterated the company's commitment to customer satisfaction.

مدیر بار دیگر بر تعهد شرکت به رضایت مشتریان تاکید کرد.

I need to reiterate the rules of the game before we start playing.

من باید قوانین بازی را تکرار کنم قبل از اینکه شروع به بازی کنیم.

The teacher reiterated the importance of studying for the upcoming exam.

معلم بار دیگر بر اهمیت مطالعه برای امتحان پیش رو تاکید کرد.

Please allow me to reiterate my previous statement for clarification.

لطفا اجازه دهید برای روشن شدن، اظهارات قبلی خود را تکرار کنم.

I want to reiterate my support for the new policy initiative.

من می‌خواهم بار دیگر از ابتکار عمل سیاست جدید حمایت کنم.

The CEO reiterated the company's commitment to sustainability during the press conference.

مدیر عامل شرکت در کنفرانس مطبوعاتی بار دیگر بر تعهد شرکت به پایداری تاکید کرد.

Let me reiterate the importance of punctuality in our workplace.

اجازه دهید بار دیگر بر اهمیت به موقع بودن در محل کارمان تاکید کنم.

The professor reiterated the key points of the lecture for the benefit of the students.

استاد نکات کلیدی سخنرانی را برای اطلاع دانشجویان تکرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید