| صفت یا فعل حال استمراری | relaxing |
relax oneself
خود را آرام کردن
they could have a relaxing evening.
آنها میتوانند یک شب آرامشبخش داشته باشند.
guests were relaxing beneath a convenient palm tree.
میهمانان زیر یک درخت نخل مناسب در حال استراحت بودند.
will spend the remainder (or rest ) of the day relaxing.
بقیه روز را به استراحت میگذرانند.
Moon Salutations, called Chandra Namaskar, are a variation of the classic Sun Salutations (Surya Namaskar) and are designed to be relaxing and restorative for the body and mind.
سلامهای ماه، که به آنها چاندرا ناماسکار میگویند، یک نوع از سلامهای خورشیدی کلاسیک (سوریا ناماسکار) هستند و برای آرامش و بازسازی بدن و ذهن طراحی شدهاند.
I enjoy relaxing in the park on weekends.
من از استراحت در پارک در آخر هفتهها لذت میبرم.
A hot bath is very relaxing after a long day at work.
یک حمام گرم بعد از یک روز طولانی در کار بسیار آرامشبخش است.
Yoga is a great way to have a relaxing time and reduce stress.
یوگا یک روش عالی برای داشتن زمان آرامشبخش و کاهش استرس است.
Listening to music can be a relaxing way to unwind.
گوش دادن به موسیقی میتواند یک روش آرامشبخش برای ریلکس کردن باشد.
Taking a leisurely walk in nature is always relaxing for me.
پیادهروی آرام در طبیعت همیشه برای من آرامشبخش است.
Reading a book is a relaxing way to escape reality for a while.
خواندن یک کتاب راهی آرامشبخش برای فرار از واقعیت به مدت کوتاهی است.
A massage is a popular choice for a relaxing spa treatment.
ماساژ یک انتخاب محبوب برای درمان آرامشبخش در اسپا است.
Sipping a cup of tea is a relaxing ritual for many people.
نوشیدن یک فنجان چای یک آیین آرامشبخش برای بسیاری از افراد است.
Watching a movie can be a relaxing way to unwind at the end of the day.
تماشای یک فیلم میتواند یک راه آرامشبخش برای ریلکس کردن در پایان روز باشد.
Having a picnic in the countryside is a relaxing way to enjoy nature.
داشتن یک پیکنیک در طبیعت یک راه آرامشبخش برای لذت بردن از طبیعت است.
relax oneself
خود را آرام کردن
they could have a relaxing evening.
آنها میتوانند یک شب آرامشبخش داشته باشند.
guests were relaxing beneath a convenient palm tree.
میهمانان زیر یک درخت نخل مناسب در حال استراحت بودند.
will spend the remainder (or rest ) of the day relaxing.
بقیه روز را به استراحت میگذرانند.
Moon Salutations, called Chandra Namaskar, are a variation of the classic Sun Salutations (Surya Namaskar) and are designed to be relaxing and restorative for the body and mind.
سلامهای ماه، که به آنها چاندرا ناماسکار میگویند، یک نوع از سلامهای خورشیدی کلاسیک (سوریا ناماسکار) هستند و برای آرامش و بازسازی بدن و ذهن طراحی شدهاند.
I enjoy relaxing in the park on weekends.
من از استراحت در پارک در آخر هفتهها لذت میبرم.
A hot bath is very relaxing after a long day at work.
یک حمام گرم بعد از یک روز طولانی در کار بسیار آرامشبخش است.
Yoga is a great way to have a relaxing time and reduce stress.
یوگا یک روش عالی برای داشتن زمان آرامشبخش و کاهش استرس است.
Listening to music can be a relaxing way to unwind.
گوش دادن به موسیقی میتواند یک روش آرامشبخش برای ریلکس کردن باشد.
Taking a leisurely walk in nature is always relaxing for me.
پیادهروی آرام در طبیعت همیشه برای من آرامشبخش است.
Reading a book is a relaxing way to escape reality for a while.
خواندن یک کتاب راهی آرامشبخش برای فرار از واقعیت به مدت کوتاهی است.
A massage is a popular choice for a relaxing spa treatment.
ماساژ یک انتخاب محبوب برای درمان آرامشبخش در اسپا است.
Sipping a cup of tea is a relaxing ritual for many people.
نوشیدن یک فنجان چای یک آیین آرامشبخش برای بسیاری از افراد است.
Watching a movie can be a relaxing way to unwind at the end of the day.
تماشای یک فیلم میتواند یک راه آرامشبخش برای ریلکس کردن در پایان روز باشد.
Having a picnic in the countryside is a relaxing way to enjoy nature.
داشتن یک پیکنیک در طبیعت یک راه آرامشبخش برای لذت بردن از طبیعت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید