religion

[ایالات متحده]/rɪˈlɪdʒən/
[بریتانیا]/rɪˈlɪdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایمان به یک قدرت بالاتر؛ نظام باور و شیوه‌های پرستش
Word Forms
جمعreligions

عبارات و ترکیب‌ها

freedom of religion

آزادی مذهب

christian religion

دین مسیحیت

primitive religion

دين باستان

organized religion

دین سازمان یافته

philosophy of religion

فلسفه دین

جملات نمونه

the replacement of religion by poetry.

جایگزینی دین به جای شعر.

There is no odour of religion about the book.

بوی مذهب در مورد کتاب وجود ندارد.

conflict between religion and science

درگیری بین دین و علم

Tennis is a religion with John.

تنیس یک دین با جان است.

There are many religions in the world.

ادیان زیادی در جهان وجود دارد.

the indigenous polytheistic religion of Japan

دین یکتاپرستی باستانی ژاپن

These people are predominantly Russian Orthodox by religion.

این مردم به طور عمده پیرو دین روسی ارتدکس هستند.

A fusion of religion and politics emerged.

ادغام دین و سیاست ظهور کرد.

children should be taught religion in schools.

باید به کودکان در مدارس درباره دین آموزش داده شود.

religion plays a vital role in society.

دین نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کند.

Religion is often made the covert of crime.

اغلب مذهب به عنوان پوششی برای جرم و جنایت استفاده می‌شود.

PROF.: Not religion, but irreligion or anti-religion.

PROF.: نه دين، بلکه بي‌ديني يا ضد دين.

the Wiccan religion; a Wiccan ritual.

دین ویکان؛ یک آیین ویکان.

Religion is her only resource.

دین تنها منبع اوست.

Is religion always a force for good?

آیا دین همیشه یک نیروی خیر است؟

People of many religions believe in an afterlife.

افراد بسیاری از ادیان به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند.

He preached toleration for all religions.

او بر تحمل در برابر همه ادیان تأکید کرد.

to abstract science and religion from their historical context can lead to anachronism.

استخراج علم و دین از بافت تاریخی آنها می تواند منجر به ناهمزمانی زمانی شود.

the sense of community that organized religion can provide.

حس اجتماع که دین سازمان یافته می تواند ارائه دهد.

نمونه‌های واقعی

In other words, government won't endorse a specific religion.

به عبارت دیگر، دولت یک دین خاص را تأیید نخواهد کرد.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

That is my religion. I live by that.

همان دین من است. من طبق آن زندگی می کنم.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

It doesn't matter what nationality, creed, race, religion.

ملیت، باور، نژاد یا دین مهم نیست.

منبع: CNN 10 Student English August 2018 Compilation

He thought the Native Indian religions were wrong too.

او فکر کرد که ادیان بومیان آمریکا هم اشتباه هستند.

منبع: History of the Founding of the Nation

Now by interfaith we mean, it involved different religions.

اکنون با تعامل ادیان، منظورمان این است که ادیان مختلف در آن دخیل باشند.

منبع: CNN Listening January 2013 Collection

Their ancestors brought the religion to the widely Buddhist nation.

نیاکان آنها این دین را به کشور عمدتا بودایی آوردند.

منبع: VOA Special English: World

Now, some will still argue Islam is a violent religion.

اکنون، برخی هنوز استدلال می کنند که اسلام یک دین خشونت گرا است.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 Collection

One involves religion, specifically student aid in schools that teach religion.

یکی شامل دین است، به طور خاص کمک به دانش آموزان در مدارس که دین را آموزش می دهند.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

Jerusalem is holy to three major religions.

قدس برای سه دین بزرگ مقدس است.

منبع: Popular Science Essays

The higher animals have no religion.

حیوانات بالاتر دینی ندارند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید