reopenings

[ایالات متحده]/riːˈəʊpənɪŋ/
[بریتانیا]/riˈoʊpənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل شروع کردن چیزی دوباره؛ دوباره باز کردن؛ دوباره مطرح کردن یک موضوع دردناک؛ دوباره ذکر کردن یک رویداد غم‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

business reopening

بازگشایی کسب و کار

reopening date

تاریخ بازگشایی

reopening plan

برنامه بازگشایی

reopening guidelines

دستورالعمل‌های بازگشایی

school reopening

بازگشایی مدارس

reopening strategy

استراتژی بازگشایی

reopening phase

فاز بازگشایی

reopening ceremony

مراسم بازگشایی

reopening announcement

اعلام بازگشایی

reopening process

فرآیند بازگشایی

جملات نمونه

the reopening of the school was a relief for parents.

بازگشایی مدرسه باعث تسلیسی برای والدین شد.

the city announced the reopening of public parks.

شهرداری از بازگشایی پارک‌های عمومی خبر داد.

reopening businesses will boost the local economy.

بازگشایی کسب و کارها باعث تقویت اقتصاد محلی خواهد شد.

many people are excited about the reopening of theaters.

بسیاری از مردم از بازگشایی تئاترها هیجان‌زده هستند.

the reopening of borders is important for tourism.

بازگشایی مرزها برای گردشگری مهم است.

reopening the library will benefit students greatly.

بازگشایی کتابخانه به طور قابل توجهی به نفع دانش‌آموزان خواهد بود.

the reopening ceremony was attended by many dignitaries.

آیین بازگشایی با حضور بسیاری از مقامات برگزار شد.

reopening the restaurant will bring back former customers.

بازگشایی رستوران مشتریان سابق را باز خواهد گرداند.

the government is planning the reopening of recreational facilities.

دولت در حال برنامه‌ریزی برای بازگشایی امکانات تفریحی است.

reopening schools safely is a top priority.

بازگشایی ایمن مدارس یک اولویت اصلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید