rescinded

[ایالات متحده]/rɪˈsɪndɪd/
[بریتانیا]/rɪˈsɪndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لغو یا باطل کردن یک تصمیم یا توافق

عبارات و ترکیب‌ها

contract rescinded

ابطال قرارداد

offer rescinded

ابطال پیشنهاد

policy rescinded

ابطال سیاست

decision rescinded

ابطال تصمیم

approval rescinded

ابطال تاییدیه

license rescinded

ابطال مجوز

permission rescinded

ابطال اجازه

agreement rescinded

ابطال توافق

statement rescinded

ابطال اظهارنظر

invitation rescinded

ابطال دعوت

جملات نمونه

the company rescinded the job offer after the background check.

شرکت پس از بررسی سابقه، پیشنهاد شغلی را لغو کرد.

his contract was rescinded due to repeated violations.

به دلیل تخلفات مکرر، قرارداد او لغو شد.

the government rescinded the controversial law last week.

هفته گذشته، دولت قانون بحث‌برانگیز را لغو کرد.

after the review, the committee rescinded its previous decision.

پس از بررسی، کمیته تصمیم قبلی خود را لغو کرد.

they rescinded the invitation to the event due to unforeseen circumstances.

به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، آنها دعوت‌نامه برای رویداد را لغو کردند.

the school rescinded the student's admission after discovering the fraud.

پس از کشف تقلب، مدرسه پذیرش دانشجو را لغو کرد.

she was relieved when the lawsuit was rescinded.

وقتی شکایت لغو شد، او احساس راحتی کرد.

the offer was rescinded because the terms were not met.

چون شرایط برآورده نشد، پیشنهاد لغو شد.

they decided to rescind the agreement after negotiations failed.

پس از شکست مذاکرات، آنها تصمیم گرفتند توافق را لغو کنند.

the policy was rescinded after public outcry.

پس از اعتراضات عمومی، سیاست لغو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید