serenely

[ایالات متحده]/sə'ri:nli/
[بریتانیا]/səˈrɪnlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به آرامی و صلح‌آمیز; به‌طور ساکت و آرام

جملات نمونه

The boat sailed serenely on towards the horizon.

کشتی به آرامی به سمت افق حرکت کرد.

She sauntered onto the set, looking serenely confident.

او با گام‌های آهسته روی صحنه رفت و به نظر خیلی با اعتماد به نفس و آرام رسید.

She sat serenely by the lake, enjoying the peaceful atmosphere.

او با آرامش در کنار دریاچه نشست و از فضای آرام لذت برد.

The cat gazed serenely out of the window, watching the birds fly by.

گربه با آرامش از پنجره بیرون نگاه کرد و پرندگان را در حال پرواز تماشا کرد.

He faced the challenges serenely, without getting stressed.

او با آرامش با چالش‌ها روبرو شد، بدون اینکه مضطرب شود.

The monk meditated serenely in the peaceful temple.

راهب با آرامش در معبد آرام مدیتیشن کرد.

The baby slept serenely in her mother's arms.

نوزاد با آرامش در آغوش مادرش خوابید.

The old man smiled serenely, reminiscing about his youth.

مرد پیر با آرامش لبخند زد و به دوران جوانی خود فکر کرد.

The garden was serenely beautiful in the early morning light.

باغ در نور صبح زود به طرز آرام و زیبایی جلوه می‌کرد.

She handled the criticism serenely, without losing her composure.

او انتقاد را با آرامش مدیریت کرد، بدون اینکه آرامش خود را از دست بدهد.

The mountain stood serenely against the backdrop of the setting sun.

کوه با آرامش در برابر پس‌زمینه خورشید غروب‌کننده ایستاده بود.

The bride walked down the aisle serenely, with a smile on her face.

عروس با لبخندی بر چهره، با آرامش در راهرو قدم زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید