she shimmies
او میرقصد
he shimmies
او میرقصد
it shimmies
آن میرقصد
shimmies away
دور میرقصد
shimmies up
به بالا میرقصد
shimmies down
به پایین میرقصد
shimmies past
از کنار میرقصد
shimmies around
چ دور میرقصد
shimmies in
وارد میرقصد
shimmies out
خارج میرقصد
she shimmies her way across the dance floor.
او با حرکات موزون از میان کف رقص عبور میکند.
the cat shimmies through the narrow gap in the fence.
گربه از میان شکاف باریک در حصار عبور میکند.
he shimmies up the tree to get a better view.
او برای دیدن منظره بهتر به بالای درخت میرود.
the dancer shimmies her hips to the rhythm of the music.
رقصنده به ریتم موسیقی، رانهای خود را به حرکت در میآورد.
as the car shimmies on the road, i hold on tight.
همانطور که ماشین در جاده به لرزه میافتد، من محکم نگهش میدارم.
the snake shimmies through the grass, searching for food.
مار در میان علفها به دنبال غذا میخزد.
she shimmies into her new dress for the party.
او برای مهمانی لباس جدیدش را میپوشد.
the little girl shimmies with excitement at the carnival.
دختر کوچک با هیجان در کارناوال میرقصد.
he shimmies around the living room, enjoying the music.
او در حال رقصیدن در اطراف اتاق نشیمن است و از موسیقی لذت میبرد.
the fish shimmies in the water, trying to escape.
ماهی در آب به لرزه میافتد و سعی میکند فرار کند.
she shimmies
او میرقصد
he shimmies
او میرقصد
it shimmies
آن میرقصد
shimmies away
دور میرقصد
shimmies up
به بالا میرقصد
shimmies down
به پایین میرقصد
shimmies past
از کنار میرقصد
shimmies around
چ دور میرقصد
shimmies in
وارد میرقصد
shimmies out
خارج میرقصد
she shimmies her way across the dance floor.
او با حرکات موزون از میان کف رقص عبور میکند.
the cat shimmies through the narrow gap in the fence.
گربه از میان شکاف باریک در حصار عبور میکند.
he shimmies up the tree to get a better view.
او برای دیدن منظره بهتر به بالای درخت میرود.
the dancer shimmies her hips to the rhythm of the music.
رقصنده به ریتم موسیقی، رانهای خود را به حرکت در میآورد.
as the car shimmies on the road, i hold on tight.
همانطور که ماشین در جاده به لرزه میافتد، من محکم نگهش میدارم.
the snake shimmies through the grass, searching for food.
مار در میان علفها به دنبال غذا میخزد.
she shimmies into her new dress for the party.
او برای مهمانی لباس جدیدش را میپوشد.
the little girl shimmies with excitement at the carnival.
دختر کوچک با هیجان در کارناوال میرقصد.
he shimmies around the living room, enjoying the music.
او در حال رقصیدن در اطراف اتاق نشیمن است و از موسیقی لذت میبرد.
the fish shimmies in the water, trying to escape.
ماهی در آب به لرزه میافتد و سعی میکند فرار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید