utter solemnly
با وقار بگو
promise solemnly
با وقار قول بده
He solemnly declared that it was true.
او به طور جدی اعلام کرد که این حقیقت است.
The whole city solemnly assembled on the square.
کل شهر با وقار در میدان جمع شدند.
he solemnly spieled all he knew.
او با جدیت کامل همه آنچه میدانست را گفت.
tenors solemnly adumbrate the fate of the convicted sinner.
خوانندگان مرد با وقار سرنوشت گناهکار را پیشبینی میکنند.
He vowed quite solemnly that he would carry out his promise.
او با جدیت فراوان قول داد که به قول خود عمل خواهد کرد.
The two sides solemnly declared,“The region must be made immune from any foreign interference.
دو طرف با جدیت اعلام کردند: «باید منطقه را در برابر هرگونه دخالت خارجی مصون کرد.»
utter solemnly
با وقار بگو
promise solemnly
با وقار قول بده
He solemnly declared that it was true.
او به طور جدی اعلام کرد که این حقیقت است.
The whole city solemnly assembled on the square.
کل شهر با وقار در میدان جمع شدند.
he solemnly spieled all he knew.
او با جدیت کامل همه آنچه میدانست را گفت.
tenors solemnly adumbrate the fate of the convicted sinner.
خوانندگان مرد با وقار سرنوشت گناهکار را پیشبینی میکنند.
He vowed quite solemnly that he would carry out his promise.
او با جدیت فراوان قول داد که به قول خود عمل خواهد کرد.
The two sides solemnly declared,“The region must be made immune from any foreign interference.
دو طرف با جدیت اعلام کردند: «باید منطقه را در برابر هرگونه دخالت خارجی مصون کرد.»
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید