termed

[ایالات متحده]/tɜːmd/
[بریتانیا]/tɜrmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را صدا زدن یا نامیدن
n. کلمه یا عبارتی که به عنوان یک اصطلاح استفاده می‌شود؛ یک دوره زمانی در مدرسه؛ یک حد یا مدت؛ یک بند یا شرط؛ (Term) یک نام شخصی؛ (Thai) Ting

عبارات و ترکیب‌ها

termed as

به عنوان نامیده شده

termed by

به وسیله ... نامیده شده

termed after

بعد از ... نامیده شده

termed within

درون ... نامیده شده

termed thus

به این شکل نامیده شده

termed differently

به طور متفاوتی نامیده شده

termed officially

به طور رسمی نامیده شده

termed commonly

به طور معمول نامیده شده

termed informally

به طور غیررسمی نامیده شده

termed uniquely

به طور منحصر به فرد نامیده شده

جملات نمونه

the phenomenon is often termed as a miracle.

این پدیده اغلب به عنوان یک معجزه شناخته می‌شود.

in science, this process is termed osmosis.

در علم، این فرآیند به اسمز معروف است.

she is termed the queen of pop music.

او به عنوان ملکه موسیقی پاپ شناخته می‌شود.

the concept is termed sustainable development.

این مفهوم به عنوان توسعه پایدار شناخته می‌شود.

this method is termed as best practice.

این روش به عنوان بهترین روش شناخته می‌شود.

he is often termed a genius in his field.

او اغلب به عنوان نابغه در زمینه خود شناخته می‌شود.

the term is often termed as jargon.

این اصطلاح اغلب به عنوان اصطلاحات تخصصی شناخته می‌شود.

in literature, this style is termed realism.

در ادبیات، این سبک رئالیسم نامیده می‌شود.

the period is termed the renaissance.

این دوره به عنوان رنسانس شناخته می‌شود.

such behavior is termed as bullying.

چنین رفتاری به عنوان زورگویی شناخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید