unethical

[ایالات متحده]/ʌn'eθɪk(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'ɛθɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عدم انطباق با استانداردهای اخلاقی پذیرفته شده

جملات نمونه

in an unethical manner

به روشی غیراخلاقی

it is unethical to torment any creature for entertainment.

آزار دادن هر موجودی برای سرگرمی غیراخلاقی است.

glossing over an unethical transaction;

نادیده گرفتن یک معامله غیراخلاقی;

a menacing and furtive look to his eye. Somethingsurreptitious is stealthy, furtive, and often unseemly or unethical:

یک نگاه تهدیدآمیز و مخفیانه به چشمانش. چیزی که پنهانی است، مخفیانه و اغلب نامناسب یا غیراخلاقی است:

to engage in unethical practices

برای انجام اقدامات غیراخلاقی

to be involved in unethical behavior

برای درگیر شدن در رفتار غیراخلاقی

unethical treatment of employees

رفتار غیراخلاقی با کارکنان

to justify unethical actions

برای توجیه اقدامات غیراخلاقی

to condemn unethical behavior

برای محکوم کردن رفتار غیراخلاقی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید