unmistakable

[ایالات متحده]/ʌnmɪ'steɪkəb(ə)l/
[بریتانیا]/ˌʌnmɪ'stekəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به وضوح واضح و غیر قابل سوء تفاهم
adv. به شیوه‌ای به وضوح واضح و غیر قابل سوء تفاهم

جملات نمونه

An adult Bateleur is an unmistakable bird.

یک بازدار بزرگسال یک پرنده غیرقابل تشخیص است.

music with unmistakable African roots.

موسیقی با ریشه‌های آفریقایی غیرقابل انکار

unmistakable signs of illness.

علائم غیرقابل انکار بیماری

the unmistakable sound of his laughter.

صدای غیرقابل انکار خنده او

detecting the unmistakable whiff of electoral blackmail

تشخيص بوی غیرقابل انکار باج‌گیری انتخاباتی

she saw an unmistakable gleam of triumph in his eyes.

او یک بارقه‌ی غیرقابل انکار پیروزی را در چشمانش دید.

he seemed to shine with that unmistakable showbiz sheen.

او به نظر می رسید که با آن درخشندگی غیرقابل انکار شوی بیز نشان می دهد.

His work bears the unmistakable stamp of genius.

کارهای او مهر نبوغ را دارد.

He tried to conceal his distress, but the tremor in his voice was unmistakable.

او سعی کرد ناراحتی خود را پنهان کند، اما لرزش در صدایش غیرقابل انکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید