unreal

[ایالات متحده]/ʌn'rɪəl/
[بریتانیا]/ˌʌn'riəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر واقعی؛ خیالی

جملات نمونه

Plan 4, unreal filmgoer is unconscious.

برنامه ۴، تماشاگر غیرواقعی بیهوش است.

He lives in an unreal world imagined by himself.

او در دنیای غیرواقعی زندگی می‌کند که خودش تصور کرده است.

a never-never land of unreal prices and easy bank loans.

سرزمین افسانه‌ای با قیمت‌های غیرواقعی و وام‌های بانکی آسان.

The fact is people watched him like he was a strange animal, and they preferred to enjail him into the unreal world rather than accept him as a member of them.

حقیقت این است که مردم او را مانند یک حیوان عجیب و غریب تماشا می‌کردند و ترجیح می‌دادند او را در دنیای غیرواقعی حبس کنند تا اینکه او را به عنوان یکی از خود بپذیرند.

The special effects in the movie were unreal.

جلوه‌های ویژه در فیلم غیرواقعی بودند.

She has an unreal ability to memorize long passages of text.

او توانایی غیرواقعی در به خاطر سپردن بخش‌های طولانی متن دارد.

The athlete's performance was unreal, breaking multiple records.

عملکرد ورزشکار غیرواقعی بود و رکوردهای متعددی را شکست.

The view from the top of the mountain was unreal.

منظره از بالای کوه غیرواقعی بود.

The success of the project seemed unreal at first.

موفقیت پروژه در ابتدا غیرواقعی به نظر می‌رسید.

Her talent on the piano is unreal.

استعداد او در نواختن پیانو غیرواقعی است.

The amount of food he can eat in one sitting is unreal.

میزان غذایی که او می‌تواند در یک وعده بخورد غیرواقعی است.

The speed at which she finished the race was unreal.

سرعتی که او مسابقه را با آن به پایان رساند غیرواقعی بود.

The party was so much fun, it felt unreal.

جشن خیلی سرگرم‌کننده بود، احساس می‌شد غیرواقعی است.

The singer's voice was unreal, hitting notes perfectly.

صدای خواننده غیرواقعی بود و نت‌ها را به طور کامل می‌زد.

نمونه‌های واقعی

He called temperature information from 2023 " truly unreal."

او اطلاعات مربوط به دما را از سال 2023 "واقعا غیر واقعی" توصیف کرد.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

The if Clause constitutes the unreal or unlikely situation.

جمله شرطی، وضعیت غیرواقعی یا غیرمحتمل را نشان می‌دهد.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

Second conditionals are more imaginary or unreal.

جملات شرطی دوم بیشتر خیالی یا غیرواقعی هستند.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

This is unreal. - It's mad, isn't it?

این غیرواقعیه. - دیوونه‌کننده است، مگه نه؟

منبع: Gourmet Base

So this situation has to be unreal.

پس این وضعیت باید غیرواقعی باشد.

منبع: Emma's delicious English

I mean, those flashes are just unreal, aren't they?

منظورم اینه که اون لحظات فقط غیرواقعی هستند، مگه نه؟

منبع: PBS Fun Science Popularization

No, she said. It didn't feel unreal at all.

نه، او گفت. اصلا احساس غیرواقعی نکرد.

منبع: Time

Okay. Lady, what's something unreal that's happened this month?

باشه. خانم، چه چیزی غیرواقعی در این ماه اتفاق افتاده است؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

By the power of fancy, we may create an unreal world.

به قدرت خیال، ممکن است دنیای غیرواقعی بیافرینیم.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

This line uses what you might call the past unreal conditional.

این خط از چیزی استفاده می‌کند که ممکن است شرطی غیرواقعی گذشته نامید.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید