unsupported

[ایالات متحده]/ʌnsə'pɔːtɪd/
[بریتانیا]/'ʌnsə'pɔrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد حمایت؛ بدون هیچ پشتیبانی

عبارات و ترکیب‌ها

unsupported software

نرم‌افزار پشتیبانی‌نشده

unsupported device

دستگاه پشتیبانی‌نشده

جملات نمونه

the assumption was unsupported by evidence.

این فرضیه بدون پشتوانه بود.

I fear that you offer only unsupported asseveration.

من می‌ترسم که شما فقط ادعای بی‌اساس ارائه می‌دهید.

The unsupported and unpressurized hose shall be capable of being formed to an inner radius of ten times the internal diameter of the hose without visible kinking.

شیلنگ بدون پشتیبانی و بدون فشار باید قادر باشد تا شعاع داخلی آن ده برابر قطر داخلی شیلنگ بدون پیچ خوردگی قابل مشاهده باشد.

The unsupported claim was quickly debunked by experts.

ادعای بی‌اساس به سرعت توسط کارشناسان رد شد.

She felt unsupported by her colleagues during the project.

او در طول پروژه احساس کرد که همکارانش از او حمایت نمی‌کنند.

The bridge collapsed due to unsupported weight.

پل به دلیل وزن بی‌اساس فرو ریخت.

He was left feeling unsupported and alone in his time of need.

او احساس کرد که در زمان نیاز خود بدون حمایت و تنها رها شده است.

The decision was made based on unsupported assumptions.

تصمیم بر اساس فرضیات بی‌اساس اتخاذ شد.

Her argument was unsupported by any evidence.

استدلال او توسط هیچ مدرکی پشتیبانی نمی‌شد.

The unsupported structure eventually collapsed.

ساختار بی‌اساس در نهایت فرو ریخت.

He felt unsupported in his efforts to improve the situation.

او احساس کرد که در تلاش برای بهبود وضعیت از او حمایت نمی‌شود.

The student's claims were unsupported by credible sources.

ادعاهای دانشجو توسط منابع معتبر پشتیبانی نمی‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید