emerge victorious
به پیروزی رسیدن
The victorious general made a triumphant return.
ژنرال پیروزمندانه با اقتدار بازگشت.
The victorious army demanded unconditional surrender.
ارتش پیروز خواهان تسلیم بیقید و شرط بود.
She shook hands with her victorious opponent.
او با حریف پیروز خود دست داد.
We shall be victorious in despite of difficulties.
ما با وجود مشکلات پیروز خواهیم شد.
The victorious army returned in triumph.
ارتش پیروز با پیروزی بازگشت.
he'd participated in the victorious campaigns of the Franco-Prussian War.
او در کمپینهای پیروزمندانه جنگ فرانسه و پروس شرکت کرده بود.
The victorious army despoil the city of all its treasure.
ارتش پیروزمند شهر را از تمام گنجینه هایش غارت کرد.
The victorious students ran through the street in an exalted state of excitement.
دانشجویان پیروز در یک حالت هیجانانگیز و سرشار از نشاط در خیابان دویدند.
Alexander carried his victorious arms into Northwest India.
الکساندر ارتش پیروز خود را به شمال غربی هند برد.
The USNS Victorious is an unarmed ocean surveillance ship operated by a civilian mariner crew working for the Military Sealift Command.
کشتی نظارت اقیانوسی غیرمسلح USNS Victorious توسط خدمه دریاردی غیرنظامی که برای فرماندهی حمل و نقل نظامی کار می کنند، اداره می شود.
To tie the alliance between the two countries, the victorious shogun, Alexid Deke Adars, was forced into a political marriage with Castoria's sixth imperial princess, Justinia.
برای تقویت اتحاد بین دو کشور، شوگان پیروزمند، الکسید دک آدارس، مجبور به ازدواج سیاسی با ژستینیا، شاهزاده خانم امپراتوری ششم کاستوریا شد.
emerge victorious
به پیروزی رسیدن
The victorious general made a triumphant return.
ژنرال پیروزمندانه با اقتدار بازگشت.
The victorious army demanded unconditional surrender.
ارتش پیروز خواهان تسلیم بیقید و شرط بود.
She shook hands with her victorious opponent.
او با حریف پیروز خود دست داد.
We shall be victorious in despite of difficulties.
ما با وجود مشکلات پیروز خواهیم شد.
The victorious army returned in triumph.
ارتش پیروز با پیروزی بازگشت.
he'd participated in the victorious campaigns of the Franco-Prussian War.
او در کمپینهای پیروزمندانه جنگ فرانسه و پروس شرکت کرده بود.
The victorious army despoil the city of all its treasure.
ارتش پیروزمند شهر را از تمام گنجینه هایش غارت کرد.
The victorious students ran through the street in an exalted state of excitement.
دانشجویان پیروز در یک حالت هیجانانگیز و سرشار از نشاط در خیابان دویدند.
Alexander carried his victorious arms into Northwest India.
الکساندر ارتش پیروز خود را به شمال غربی هند برد.
The USNS Victorious is an unarmed ocean surveillance ship operated by a civilian mariner crew working for the Military Sealift Command.
کشتی نظارت اقیانوسی غیرمسلح USNS Victorious توسط خدمه دریاردی غیرنظامی که برای فرماندهی حمل و نقل نظامی کار می کنند، اداره می شود.
To tie the alliance between the two countries, the victorious shogun, Alexid Deke Adars, was forced into a political marriage with Castoria's sixth imperial princess, Justinia.
برای تقویت اتحاد بین دو کشور، شوگان پیروزمند، الکسید دک آدارس، مجبور به ازدواج سیاسی با ژستینیا، شاهزاده خانم امپراتوری ششم کاستوریا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید