villager

[ایالات متحده]/'vɪlɪdʒə/
[بریتانیا]/'vɪlɪdʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در یک روستا زندگی می کند؛ یک روستایی.
Word Forms
جمعvillagers

جملات نمونه

the collective wrath of the villagers .

خشم جمعی روستاییان

The villagers sell their work to tourists.

روستاییان آثار خود را به گردشگران می‌فروشند.

the villagers are concerned about burglaries.

روستاییان نگران سرقت هستند.

this is the countryside that villagers fear will be eaten up by concrete.

این منطقه روستایی است که روستاییان از اینکه توسط بتن خورده شود می ترسند.

they were sent to guard villagers from attack by bandits.

آنها برای محافظت از روستاییان در برابر حمله راهزن‌ها اعزام شدند.

a group of villagers has taken on the planners.

گروهی از روستاییان با برنامه‌ریزان درگیر شده‌اند.

We made an appeal to the villagers for money to build the bridge.

ما برای ساختن پل از روستاییان درخواست کمک مالی کردیم.

Two of the villagers finished off the bandit.

دو نفر از روستاییان راهزن را از پای درآوردند.

The villagers went at building a dam with a will.

روستاییان با اراده به ساخت سد پرداختند.

A villager had noted the number of the truck.

یکی از روستاییان شماره کامیون را یادداشت کرده بود.

All the villagers should be rallied to rescue the crops.

تمام روستاییان باید برای نجات محصولات کشاورزی بسیج شوند.

They despoiled the villagers of their belongings.

آنها وسایل متعلق به روست نشینان را غارت کردند.

The villagers use gourds for holding water.

روستاییان از کدو برای نگهداری آب استفاده می کنند.

The villagers had a celebration, with a new film to finish up with.

روستاییان جشن گرفتند، با فیلم جدیدی که قرار بود به پایان برسد.

The villagers all signed a petition asking for a hospital to be built.

تمام روستاییان یک دادخواست برای ساخت بیمارستان امضا کردند.

The powerful lords were guilty of grinding the villagers under their heels.

سرداران قدرتمند گناهکار بودند که روست نشینان را زیر پا له می کردند.

Some villagers were resting themselves in the shade.

برخی از اهالی روستا در سایه استراحت می‌کردند.

the villagers lived in a communal building and there were no solid divisions between neighbours.

روستاییان در یک ساختمان مشترک زندگی می‌کردند و هیچ تفکیک جدی بین همسایه‌ها وجود نداشت.

But the official denials were contradicted by Pakistani civilian officials and villagers in Angor Adda.

اما انکار رسمی توسط مقامات غیرنظامی پاکستانی و اهالی روستای انگور ادا رد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید