wardrobes

[ایالات متحده]/wɔːdrəʊbz/
[بریتانیا]/wɔrdroʊbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کمد لباس; یک کمد برای نگهداری لباس; لباس کامل یک شخص; بخش لباس یک تئاتر یا شرکت تلویزیونی

عبارات و ترکیب‌ها

open wardrobes

کمدهای باز

built-in wardrobes

کمد دیواری

wardrobes design

طراحی کمد

wardrobes storage

فضای ذخیره‌سازی کمد

wardrobes organization

سازماندهی کمد

custom wardrobes

کمد سفارشی

wardrobes styles

سبک‌های کمد

wardrobes accessories

لوازم جانبی کمد

wardrobes placement

محل قرارگیری کمد

wardrobes materials

مواد کمد

جملات نمونه

she organized her clothes into different wardrobes.

او لباس‌های خود را در کمدهای مختلف مرتب کرد.

the new wardrobes in the bedroom are very spacious.

کمد‌های جدید در اتاق خواب بسیار جادار هستند.

he prefers sliding wardrobes to traditional ones.

او ترجیح می‌دهد کمد‌های کشویی را به کمد‌های سنتی.

we need to buy some wardrobes for the guest room.

ما باید تعدادی کمد برای اتاق مهمان بخریم.

these wardrobes are made from high-quality wood.

این کمدها از چوب با کیفیت بالا ساخته شده اند.

her collection of shoes takes up most of the wardrobes.

مجموعه کفش‌های او بیشتر فضای کمدها را اشغال می‌کند.

they installed built-in wardrobes to save space.

آنها کمد دیواری نصب کردند تا فضا را صرفه‌جویی کنند.

wardrobes can be customized to fit any room size.

می‌توان کمدها را مطابق با هر اندازه‌ای از اتاق سفارشی کرد.

he often forgets to close the wardrobes after using them.

او اغلب بعد از استفاده فراموش می‌کند که کمدها را ببندد.

wardrobes with mirrors are great for small rooms.

کمد با آینه برای اتاق‌های کوچک عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید