whorl

[ایالات متحده]/wɔːl/
[بریتانیا]/wɝl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل مارپیچ، حلقه، چرخش، گردابه
v. به وجود آوردن گردابه؛ مارپیچ شدن، چرخش کردن.
Word Forms
زمان گذشتهwhorled
جمعwhorls

جملات نمونه

whorled flower parts; a whorled textile pattern.

قسمت‌های گل مارپیچ؛ الگوی نساجی مارپیچ

the dances are kinetic kaleidoscopes where steps whorl into wildness.

رقص‌ها تابلوایه‌های جنبشی هستند که در آن‌ها حرکات به وحشی‌گری تبدیل می‌شوند.

Refer to the dermatoglyph i-cs' opening direction and rotating direction, loops were mainly radialward while whorls ulnarward;

به جهت باز شدن و جهت چرخش درماتوگلیف i-cs مراجعه کنید، حلقه ها عمدتاً شعاعی و پیچک ها طرف بازو بودند.

Then five petal primordia arised simultaneously in a whorl arrangement, followed by eight stamen primodia arised and last by pistil primodium.

سپس پنج پرچمچه اولیه به طور همزمان در یک چیدمان مارپیچی ظاهر شدند، و بعد از آن هشت پرچمچه اولیه و در نهایت یک تخمدان اولیه ظاهر شدند.

Any of several New World aquatic herbs of the genus Cabomba, having entire, alternate floating leaves and finely divided, opposite or whorled submersed leaves.

هر یک از چندین گیاه آبزی جهان جدید از جنس کابومبا، دارای برگ‌های شناور کامل، متناوب و برگ‌های زیرآب تقسیم‌شده، مقابل یا چرخه‌ای.

Leaves basal and cauline, alternate, rarely opposite or whorled, simple or variously compound, palmately nerved, rarely penninerved, with or without stipules.

برگ‌های قاعده‌ای و ساقه، متناوب، به ندرت در مقابل یا مارپیچ، ساده یا به طور مختلف مرکب، با رگه‌های نری، به ندرت نری‌رگ، با یا بدون خارک.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید