woodwinds section
بخش سازهای بادی
woodwinds ensemble
اجرای سازهای بادی
woodwinds player
نوازنده سازهای بادی
woodwinds instruments
سازهای بادی
woodwinds sound
صدای سازهای بادی
woodwinds family
خانواده سازهای بادی
woodwinds music
موسیقی سازهای بادی
woodwinds performance
اجرای سازهای بادی
woodwinds technique
تکنیک سازهای بادی
woodwinds rehearsal
تمرین سازهای بادی
the orchestra features a variety of woodwinds.
ارکستر دارای انواع سازهای بادی چوبی است.
she plays the flute, which is a woodwind instrument.
او فلوت مینوازد که یک ساز بادی چوبی است.
woodwinds often add a unique color to the music.
سازهای بادی چوبی اغلب رنگی منحصر به فرد به موسیقی اضافه میکنند.
he is studying woodwinds at the music conservatory.
او سازهای بادی چوبی را در کنسرواتوار موسیقی میگذراند.
the woodwinds section is essential for orchestral balance.
بخش سازهای بادی چوبی برای حفظ تعادل ارکستر ضروری است.
many famous composers wrote pieces for woodwinds.
بسیاری از آهنگسازان مشهور قطعاتی برای سازهای بادی چوبی نوشتند.
woodwinds can produce both soft and powerful sounds.
سازهای بادی چوبی میتوانند هم صداهای ملایم و هم قدرتمند تولید کنند.
learning woodwinds requires practice and dedication.
یادگیری سازهای بادی چوبی نیاز به تمرین و تعهد دارد.
the concert featured a solo performance by the woodwinds.
اجرا در کنسرت شامل یک اجرای سولو توسط سازهای بادی چوبی بود.
woodwinds play an important role in jazz ensembles.
سازهای بادی چوبی نقش مهمی در گروههای جاز ایفا میکنند.
woodwinds section
بخش سازهای بادی
woodwinds ensemble
اجرای سازهای بادی
woodwinds player
نوازنده سازهای بادی
woodwinds instruments
سازهای بادی
woodwinds sound
صدای سازهای بادی
woodwinds family
خانواده سازهای بادی
woodwinds music
موسیقی سازهای بادی
woodwinds performance
اجرای سازهای بادی
woodwinds technique
تکنیک سازهای بادی
woodwinds rehearsal
تمرین سازهای بادی
the orchestra features a variety of woodwinds.
ارکستر دارای انواع سازهای بادی چوبی است.
she plays the flute, which is a woodwind instrument.
او فلوت مینوازد که یک ساز بادی چوبی است.
woodwinds often add a unique color to the music.
سازهای بادی چوبی اغلب رنگی منحصر به فرد به موسیقی اضافه میکنند.
he is studying woodwinds at the music conservatory.
او سازهای بادی چوبی را در کنسرواتوار موسیقی میگذراند.
the woodwinds section is essential for orchestral balance.
بخش سازهای بادی چوبی برای حفظ تعادل ارکستر ضروری است.
many famous composers wrote pieces for woodwinds.
بسیاری از آهنگسازان مشهور قطعاتی برای سازهای بادی چوبی نوشتند.
woodwinds can produce both soft and powerful sounds.
سازهای بادی چوبی میتوانند هم صداهای ملایم و هم قدرتمند تولید کنند.
learning woodwinds requires practice and dedication.
یادگیری سازهای بادی چوبی نیاز به تمرین و تعهد دارد.
the concert featured a solo performance by the woodwinds.
اجرا در کنسرت شامل یک اجرای سولو توسط سازهای بادی چوبی بود.
woodwinds play an important role in jazz ensembles.
سازهای بادی چوبی نقش مهمی در گروههای جاز ایفا میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید