12th

[ایالات متحده]/[twɛlθ]/
[بریتانیا]/[twɛlθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روز دوازدهم ماه؛ یک موقعیت یا رتبه دوازدهم.
adj. مربوط به دوازدهم.

عبارات و ترکیب‌ها

12th of july

12 جولای

12th grade

سال دوازدهم

12th man

نفر دوازدهم

12th attempt

تلاش دوازدهم

on the 12th

در 12م

12th floor

پیتای دوازدهم

12th inning

دودمان دوازدهم

12th birthday

تولد دوازدهم

12th street

خیابان دوازدهم

12th amendment

دسومنامه دوازدهم

جملات نمونه

we celebrated our 12th wedding anniversary last month.

ما ماه گذشته سالگرد ۱۲ سالگی خود را جشن گرفتیم.

the 12th of july is french national day.

۱۲ تیر روز ملی فرانسه است.

he finished the marathon in 12th place.

او در مارaton در جایگاه ۱۲م پایان یافت.

our company is holding its 12th annual conference.

شرکت ما کنفرانس سالانه ۱۲م خود را برگزار می کند.

the 12th amendment deals with presidential succession.

修正案 ۱۲م با انتقال ریاست جمهوری سروکار دارد.

she is studying in the 12th grade this year.

او امسال در کلاس ۱۲م تحصیل می کند.

the 12th floor has a stunning view of the city.

پیتای ۱۲م دید بسیار زیبایی از شهر دارد.

he wore the 12th edition of his favorite jersey.

او ۱۲مین نسخه جاکت مورد علاقه خود را پوشید.

the team secured the 12th spot in the league standings.

تیم جایگاه ۱۲م را در رتبه بندی لیگ از آب درآورد.

it was the 12th time i'd visited that museum.

این ۱۲مین باری بود که من به آن موزه مراجعه می کردم.

the 12th chapter of the book was particularly engaging.

فصل ۱۲م کتاب به ویژه جذاب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید