40th

[ایالات متحده]/[fɔːtiːθ]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːrtiːθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نام‌گذاری کننده چهل‌م در یک سری
n. موقعیت چهل در یک سری
num. نماینده مقدار چهل.

عبارات و ترکیب‌ها

40th birthday

تولد ۴۰م

40th anniversary

چهل‌مین سالگرد

40th floor

پیتای ۴۰م

40th time

چهل‌مین بار

40th position

موضع ۴۰م

reached 40th

به چهل‌م رسید

40th street

خیابان ۴۰م

جملات نمونه

this year marks our 40th anniversary as a company.

این سال به چهل سالگی شرکت ما می‌پردازد.

he's in his early 40th year and feeling great.

او در سال چهل سالگی خود و در حالت مطلوبی قرار دارد.

the marathon was my 40th, and it was tough!

ماراتون چهلم من بود و سخت بود!

we celebrated their 40th wedding anniversary with a party.

ما با یک جشن، چهل سالگی ازدواج آن‌ها را جشن گرفتیم.

the museum's 40th exhibition showcases modern art.

نمایشگاه چهل‌م موزه هنر مدرن را نمایش می‌دهد.

it was the 40th time i'd visited that restaurant.

این چهل‌م باری بود که من به آن رستوران مراجعه می‌کردم.

our team is aiming for a 40th consecutive victory.

تیم ما به دنبال پیروزی چهل‌م متوالی است.

the film is celebrating its 40th year of release.

فیلم به مناسبت چهل سالگی انتشار خود جشن می‌گیرد.

she's writing a book about the 40th president.

او کتابی دربارهٔ رئیس‌جمهور چهل‌م می‌نویسد.

he's a 40th-generation descendant of the royal family.

او یکی از نسل چهل‌م خانوادهٔ ملکی است.

the company's 40th birthday was a significant milestone.

چهل‌سالگی شرکت یک سنگ میلی‌بُر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید