90th

[ایالات متحده]/[ˈnaɪtɪθ]/
[بریتانیا]/[ˈnaɪtɪθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نام‌گذاری شده برای ۹۰م در یک سری
n. موقعیت ۹۰م در یک سری
num. نماینده عدد نود.

عبارات و ترکیب‌ها

90th minute

دقیقه ۹۰

90th birthday

تولد ۹۰

90th percentile

percentil ۹۰

90th anniversary

یادبود ۹۰

reached 90th

به ۹۰ رسید

our 90th

۹۰ ما

90th floor

پیتای ۹۰

at 90th

در ۹۰

the 90th

۹۰م

90th position

مکان ۹۰

جملات نمونه

we celebrated our team's 90th anniversary with a special dinner.

ما جشن ۹۰ سالگی تیم خود را با یک شام ویژه جشن گرفتیم.

he finished the marathon in 90th place overall.

او در ماراфон با رتبه ۹۰ ام کلی درآمد.

the company is approaching its 90th year in business.

شرکت به سوی سال ۹۰ فعالیت خود حرکت می کند.

the survey showed 90% of respondents agreed with the statement.

نظرسنجی نشان داد ۹۰ درصد پاسخ دهندگان با این جمله موافقت کردند.

the house number was 90, a quaint victorian style.

شماره خانه ۹۰ بود، با سبک ویکتوریا جادویی.

it was the 90th episode of their popular weekly show.

این ۹۰ امین قسمت از برنامه هفتگی محبوب آنها بود.

she wore a beautiful dress to the 90th birthday party.

او یک لباس زیبایی را به جشن تولد ۹۰ ساله خود پوشید.

the museum's collection includes artifacts from the 90th century.

مجموعه موزه شامل اشیاء از قرن ۹۰ می باشد.

he's on the 90th floor of the skyscraper, enjoying the view.

او در طبقه ۹۰ آسمانخراش است و دید منظره را لذت می برد.

the school's 90th graduation ceremony was a memorable event.

جشن تخریج ۹۰ ساله مدرسه یک رویداد یادگاری بود.

the article highlighted the team's 90th consecutive victory.

مقاله پیروزی متوالی ۹۰ تیم را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید