alan

[ایالات متحده]/'ælən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آلن

عبارات و ترکیب‌ها

Alan's birthday

تولد آلن

alan greenspan

آلان گرینسپان

alan mulally

آلان مولالی

جملات نمونه

Alan is studying for his exams.

آلان در حال درس خواندن برای امتحانش است.

She always goes to lunch with Alan.

او همیشه برای ناهار با آلان می‌رود.

Alan is a talented musician.

آلان یک نوازنده بااستعداد است.

They are planning a trip with Alan.

آنها در حال برنامه‌ریزی یک سفر با آلان هستند.

Alan enjoys playing basketball in his free time.

آلان از بازی بسکتبال در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

She and Alan are good friends.

او و آلان دوست‌های خوبی هستند.

Alan is known for his sense of humor.

آلان به خاطر حس شوخ طبعی‌اش شناخته می‌شود.

They invited Alan to join their team.

آنها از آلان خواستند به تیم آنها بپیوندد.

Alan is a dedicated employee.

آلان یک کارمند متعهد است.

She asked Alan for help with her project.

او از آلان خواست تا به او در پروژه اش کمک کند.

نمونه‌های واقعی

The New Yorker ended up publishing the story, called Alan Bean Plus Four, and Hanks went on to publish a collection of short stories, Uncommon Type, in 2017.

نیویورکر در نهایت داستان را با نام آلن بین پلاس چهار منتشر کرد و هanks در سال 2017 مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با نام Uncommon Type را منتشر کرد.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید