amish

[ایالات متحده]/ɑ:miʃ/
[بریتانیا]/[ˈæmɪʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های مردم آمی‌ش یا سبک زندگی آن‌ها.
n. اعضای یک گروه مذهبی مسیحی که در قرن 17 به عنوان یک شاخه از منونیت‌ها به وجود آمدند.
Word Forms
جمعamishes

عبارات و ترکیب‌ها

amish community

جامعه Amish

amish buggy ride

گشت و گذار با ارابه Amish

amish craftsmanship

هنر و صنعت Amish

amish clothing style

سبک لباس Amish

جملات نمونه

the amish are known for their simple lifestyle.

آمیش به خاطر سبک زندگی ساده‌شان شناخته می‌شوند.

amish children typically attend one-room schoolhouses.

کودکان آمیش معمولاً در مدارس یک‌کلاسه تحصیل می‌کنند.

amish communities are often self-sufficient.

اجتماع‌های آمیش اغلب خودکفا هستند.

the amish value hard work and community involvement.

آمیش سخت‌کوشی و مشارکت در جامعه را ارزیابی می‌کنند.

amish clothing is distinctive and often handmade.

لباس‌های آمیش متمایز و اغلب دست‌ساز هستند.

learning about the amish culture can be fascinating.

آشنایی با فرهنگ آمیش می‌تواند جالب باشد.

many people are drawn to the simplicity of amish life.

بسیاری از مردم به سادگی زندگی آمیش جذب می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید