broadway

[ایالات متحده]/'brɔ:dwei/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیابانی در شهر نیویورک که بسیاری از تئاترها در آن متمرکز هستند؛ برادوی.

عبارات و ترکیب‌ها

Broadway theatre

تئاتر برادوی

Broadway musical

نمایش موزیکال برادوی

Broadway show

نمایش برادوی

جملات نمونه

Broadway musicals are known for their elaborate costumes and set designs.

نمایش‌های برادوی به خاطر لباس‌ها و طراحی صحنه‌های پیچیده خود شناخته می‌شوند.

She dreams of becoming a Broadway actress one day.

او رویای تبدیل شدن به یک بازیگر برادوی را در یک روز دارد.

The new Broadway show received rave reviews from critics.

نمایش جدید برادوی مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

Broadway theaters attract tourists from all over the world.

تئاتر‌های برادوی گردشگران را از سرتاسر جهان جذب می‌کند.

Many aspiring actors move to New York City to pursue a career on Broadway.

بسیاری از بازیگران مشتاق برای دنبال کردن یک شغل در برادوی به شهر نیویورک نقل مکان می‌کنند.

Attending a Broadway show is a popular activity for visitors in New York.

حضور در یک نمایش برادوی یک فعالیت محبوب برای بازدیدکنندگان در نیویورک است.

Broadway stars often have to perform eight shows a week.

ستارگان برادوی اغلب باید هشت نمایش در هفته اجرا کنند.

The Broadway production of the classic play was a huge success.

نمایش برادوی از نمایشنامه کلاسیک یک موفقیت بزرگ بود.

Broadway is considered the pinnacle of success for many actors.

برادوی به عنوان اوج موفقیت برای بسیاری از بازیگران در نظر گرفته می‌شود.

The Broadway cast rehearsed tirelessly to perfect their performance.

بازیگران برادوی برای کامل کردن اجرای خود بی‌وقفه تمرین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید