courageous

[ایالات متحده]/kəˈreɪdʒəs/
[بریتانیا]/kəˈreɪdʒəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شجاع; بی‌باک
adv. شجاعانه; بی‌باکانه
n. شجاعت; بی‌باکی

جملات نمونه

courageous as well as strong.

همدل و قوی

We all honor courageous people.

ما همه به افراد شجاع احترام می گذاریم.

We are no carpet soldiers, but courageous troops.

ما سربازان فرش نیستیم، بلکه سربازان شجاع هستیم.

He was roused to action by courageous words.

او با وجود صحبت های شجاعانه به اقدام تشویق شد.

he was commended by the judge for his courageous actions.

او توسط قاضی به خاطر اقدامات شجاعانه‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

a responsibility which a less courageous man might well have ducked.

یک مسئولیت که یک مرد کمتر شجاع ممکن بود از آن اجتناب کند.

It was courageous of her to go into the burning building to save the child.

این شجاعانه بود که او برای نجات کودک وارد ساختمان در حال سوختن شد.

The Australian Terrier is spirited, alert, courageous, and self-confident, with the natural aggressiveness of a ratter and hedge hunter;

تربریت استرالیایی، پرانرژی، هوشیار، شجاع و با اعتماد به نفس است، با تهاجمی ذاتی یک شکارچی موش و بوته.

The young platoon leader set a courageous example for his soldiers by leading them safely into and out of jungle territory held by the enemy.

رهبر گروهان جوان با هدایت ایمن سربازان خود به داخل و خارج از مناطق جنگلی تحت اشغال دشمن، الگوی شجاعانه ای برای سربازان خود ایجاد کرد.

He was a very fine man, indeed I'll go further, he was the most courageous man I ever knew.

او مردی بسیار خوب بود، در واقع من بیشتر خواهم گفت، او شجاع ترین مردی بود که تا به حال می شناختم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید