irreversible

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈvɜːsəbl/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈvɜːrsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

قابل تغییر نیست؛ قابل برگشت نیست

عبارات و ترکیب‌ها

irreversible process

فرآیند غیرقابل برگشت

irreversible thermodynamics

ترمودینامیک غیرقابل برگشت

جملات نمونه

The decision is irreversible.

تصمیم غیرقابل برگشت است.

the irreversible decisions of the court

تصمیمات غیرقابل بازگشت دادگاه

an irreversible momentum toward open revolution.

یک تکانه غیرقابل بازگشت به سوی انقلاب آشکار.

Technology has had an irreversible impact on society.

فناوری تأثیر غیرقابل بازگشتی بر جامعه داشته است.

she suffered irreversible damage to her health.

او دچار آسیب غیرقابل بازگشت به سلامتی خود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید