lakes

[ایالات متحده]/leɪks/
[بریتانیا]/leɪks/

ترجمه

n. جمع دریاچه

عبارات و ترکیب‌ها

lakeshore property

ملکیت کنار دریاچه

beautiful lakes

دریاچه‌های زیبا

lakes district

منطقه دریاچه‌ها

lakeside cabin

کلبه کنار دریاچه

visiting lakes

بازدید از دریاچه‌ها

near lakes

نزدیک دریاچه‌ها

lake effect

اثر دریاچه

lake view

نمای دریاچه

lake water

آب دریاچه

lake region

منطقه دریاچه

جملات نمونه

we spent a relaxing weekend by the lakes.

ما یک آخر هفته آرامش بخش در کنار دریاچه‌ها گذراندیم.

the lakes reflected the surrounding mountains beautifully.

دریاچه‌ها به زیبایی مناظر اطراف را منعکس می‌کردند.

the hikers enjoyed exploring the pristine lakes.

گردشگران از کاوش در دریاچه‌های دست‌نخورده لذت بردند.

the glacial lakes are known for their turquoise color.

دریاچه‌های یخچال‌ها به دلیل رنگ فیروزه‌ای خود مشهور هستند.

we rented a boat to explore the lakes further.

ما یک قایق اجاره کردیم تا بیشتر دریاچه‌ها را کاوش کنیم.

the lakes provide a habitat for many fish species.

دریاچه‌ها زیستگاه بسیاری از گونه‌های ماهی را فراهم می‌کنند.

the area around the lakes is perfect for camping.

منطقه اطراف دریاچه‌ها برای کمپینگ عالی است.

the lakes are a popular destination for tourists.

دریاچه‌ها یک مقصد محبوب برای گردشگران هستند.

we swam in the clear, cool lakes during the summer.

ما در تابستان در دریاچه‌های شفاف و خنک شنا کردیم.

the lakes are an important source of freshwater.

دریاچه‌ها یک منبع مهم آب شیرین هستند.

the fishermen cast their lines into the lakes.

ماهیگیران چاشنی خود را به دریاچه‌ها انداختند.

the lakes were frozen over during the winter months.

دریاچه‌ها در ماه‌های زمستان یخ زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید