drink malbec
نوشیدن مالبک
pour malbec
ریختن مالبک
order malbec
سفارش مالبک
buy malbec
خریدن مالبک
love malbec
عشق به مالبک
serve malbec
سرو کردن مالبک
chilled malbec
مالبک خنک
aged malbec
مالبک کهنه
malbec pairing
همراهی مالبک
malbecs available
مالبکهای موجود
i ordered a glass of malbec with dinner.
من یک لیوان مالبک همراه شام سفارش دادم.
we opened a bottle of malbec for the celebration.
ما یک بطری مالبک برای جشن باز کردیم.
the malbec pairs well with grilled steak.
مالبک با استیک گریل شده خیلی خوب می خورد.
this malbec has notes of plum and blackberry.
این مالبک دارای طعم های آلو و شاه بلوط است.
she recommended a malbec from mendoza.
او یک مالبک از مندوزا پیشنهاد کرد.
the waiter suggested malbec to go with the lamb.
گارسون مالبک را همراه با گوشت بره پیشنهاد کرد.
i decanted the malbec to let it breathe.
من مالبک را صاف کردم تا اجازه بگیرد نفس بکشد.
that malbec has a smooth finish and soft tannins.
آن مالبک دارای یک پایان صاف و تانن های ملایم است.
we did a blind tasting and guessed the malbec correctly.
ما یک تست کور انجام دادیم و به درستی مالبک را حدس زدیم.
his favorite red is malbec, especially in winter.
قرمز مورد علاقه او مالبک است، به خصوص در زمستان.
the malbec was full-bodied and richly flavored.
مالبک کامل بود و طعم غنی داشت.
i bought an affordable malbec for the weekend barbecue.
من یک مالبک مقرون به صرفه برای باربکیو آخر هفته خریدم.
drink malbec
نوشیدن مالبک
pour malbec
ریختن مالبک
order malbec
سفارش مالبک
buy malbec
خریدن مالبک
love malbec
عشق به مالبک
serve malbec
سرو کردن مالبک
chilled malbec
مالبک خنک
aged malbec
مالبک کهنه
malbec pairing
همراهی مالبک
malbecs available
مالبکهای موجود
i ordered a glass of malbec with dinner.
من یک لیوان مالبک همراه شام سفارش دادم.
we opened a bottle of malbec for the celebration.
ما یک بطری مالبک برای جشن باز کردیم.
the malbec pairs well with grilled steak.
مالبک با استیک گریل شده خیلی خوب می خورد.
this malbec has notes of plum and blackberry.
این مالبک دارای طعم های آلو و شاه بلوط است.
she recommended a malbec from mendoza.
او یک مالبک از مندوزا پیشنهاد کرد.
the waiter suggested malbec to go with the lamb.
گارسون مالبک را همراه با گوشت بره پیشنهاد کرد.
i decanted the malbec to let it breathe.
من مالبک را صاف کردم تا اجازه بگیرد نفس بکشد.
that malbec has a smooth finish and soft tannins.
آن مالبک دارای یک پایان صاف و تانن های ملایم است.
we did a blind tasting and guessed the malbec correctly.
ما یک تست کور انجام دادیم و به درستی مالبک را حدس زدیم.
his favorite red is malbec, especially in winter.
قرمز مورد علاقه او مالبک است، به خصوص در زمستان.
the malbec was full-bodied and richly flavored.
مالبک کامل بود و طعم غنی داشت.
i bought an affordable malbec for the weekend barbecue.
من یک مالبک مقرون به صرفه برای باربکیو آخر هفته خریدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید