messiah

[ایالات متحده]/mi'saiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نجات‌دهنده مورد انتظار یهودیان، مسیح، عیسی (م-) نجات‌دهنده، فدیه‌دهنده.

عبارات و ترکیب‌ها

the Messiah

مسیح

جملات نمونه

belief in a messiah.

باور به منجی.

to Germany, Hitler was more a messiah than a political leader.

به آلمان، هیتلر بیشتر یک منجی بود تا یک رهبر سیاسی.

Ikonic art can be found throughout the Orthodox Christian faith to represent the messiah, saints and other holy figures, but it is an exacting art that few men master, let alone dabble in.

هنر اییکونیک را می توان در سراسر ایمان مسیحی ارتدکس یافت تا منجی، قدیسان و سایر چهره های مقدس را نشان دهد، اما این هنر دقیق است که تعداد کمی از مردان آن را تسلط می یابند، چه رسد به اینکه در آن بازی کنند.

Many people believe in the messiah's second coming.

بسیاری از مردم به ظهور دوباره منجی اعتقاد دارند.

The messiah is often portrayed as a savior figure in religious texts.

نجی اغلب به عنوان یک شخصیت نجات دهنده در متون مذهبی به تصویر کشیده می شود.

The messiah's arrival is eagerly anticipated by his followers.

ظهور منجی با اشتیاق توسط پیروانش مورد انتظار است.

Some sects believe that the messiah has already come in a different form.

برخی از فرقه ها معتقدند که منجی قبلاً به شکل دیگری آمده است.

The messiah's teachings emphasize love and compassion.

آموخته های منجی بر عشق و شفقت تاکید می کنند.

The messiah's miracles are often cited as proof of his divine nature.

معجزات منجی اغلب به عنوان شاهدی بر طبیعت الهی او ذکر می شوند.

The messiah's message of peace resonates with many people around the world.

پیام صلح منجی با بسیاری از مردم در سراسر جهان همخوانی دارد.

The messiah is believed to bring about a new era of justice and righteousness.

معتقدند منجی باعث ایجاد یک عصر جدید عدالت و درستکاری می شود.

The messiah's followers are dedicated to spreading his teachings to others.

پیروان منجی به ترویج آموزه های او به دیگران اختصاص داده اند.

The concept of the messiah varies across different religious traditions.

مفهوم منجی در سنت های مذهبی مختلف متفاوت است.

نمونه‌های واقعی

Now Paul is rising as the messiah of Arrakis, cutting out the Harkonnens completely.

اکنون پل در حال ظهور به عنوان منجی آرراکی است و کاملاً خاندان هارکونن را حذف می‌کند.

منبع: Selected Film and Television News

After all, only messiahs are all-knowing.

در نهایت، فقط منجیان همه چیزدان هستند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It was founded in 1954 by self-declared messiah Sun Myung Moon.

این در سال 1954 توسط سان می‌ونگ مون، منجی خودخوانده، تأسیس شد.

منبع: The Chronicles of Novel Events

Then, she would no longer be a servant, but a messiah. The savior of her species.

سپس دیگر خدمتکار نخواهد بود، بلکه منجی خواهد بود. ناجی گونه خود.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

You do a few miracles, everyone thinks you're the messiah.

شما چند معجزه انجام می‌دهید، همه فکر می‌کنند شما منجی هستید.

منبع: Misfits Season 2

When I was 20, I was the messiah for about a week.

وقتی 20 ساله بودم، حدود یک هفته منجی بودم.

منبع: TED Latest Talk Series - 2023

Some even call him the messiah.

بعضی‌ها حتی او را منجی صدا می‌زنند.

منبع: Bible Story

What are you saying- that you are the messiah, the chosen one sent by God?

می‌خواهید چه بگویید - اینکه شما منجی هستید، آن کسی که توسط خدا فرستاده شده است؟

منبع: Bible Story

They might believe that they're God or a messiah.

ممکن است آنها معتقد باشند که آنها خدا یا منجی هستند.

منبع: Yale University Open Course: Introduction to Psychology

There are numerous predictions in the Bible about a future messiah.

پیش‌بینی‌های متعددی در مورد یک منجی آینده در کتاب مقدس وجود دارد.

منبع: Learn English with Matthew.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید